واسه دیواری که خراب کردم شاید تا آخر عمر اشک بریزم ولی با آجر لق کنار نمیام .
مدت هاست چیزی برایت ننوشته ام
زندگی مجال نمیدهد ...
با این وجود ، خودت بهتر میدانی
نفسی که میکشم تو هستی
خونی که در رگ هایم میدود،
و حرارتی که نمیگذارد یخ کنم...
امروز بیشتر از دیروز دوستت دارم
و فردا بیشتر از امروز🤍
از بچههایی که مثل بزرگان اصلا خوشم نمیاد
از بزرگایی که مثل بچههان بیشتر خوشم نمیاد
فکر میکنم غم زیاد متنهی میشه به خستگی ،
مثلا من الان نه ناراحتم نه افسردم فقط خسته ام ، از همه چی خیلی زیاد خستم (:
هدایت شده از 'روحاء|Rooha☫
نگران نیستم!
همه چیز درست می شود.
آب ریخته روی زمین جمع نه،
ولی خشک میشود.
قلب شکسته خوب نه، اما ترمیم می شود.
و هنوز هم می توان در گلدان شکسته
گل کاشت...