eitaa logo
|گـمـنـامے|🎙
528 دنبال‌کننده
583 عکس
645 ویدیو
10 فایل
۰﷽۰ میان دلتنگی‌ها، پناه ما نام «حسین» است. 🎙️ روایت‌های کربلا در کانال گمنام. جهت هماهنگی و درخواست: @Nameless_128 لینک گپ |گـمـنـامے³¹³| ↓↓↓ https://eitaa.com/joinchat/1685980824Cda2cb90749 شروع:¹⁴⁰⁵٫³٫¹⁸♡ پایان؟!انشالله شهادت:)) همراه ما باشید...🌱
مشاهده در ایتا
دانلود
دوستانی که بیدار هستید تشریف بیارید ادامه گپ رو توی گروه بزنید:) https://eitaa.com/joinchat/1685980824Cda2cb90749 حمایتی انجام بدید ممنون میشیم🥲❤️‍🩹
|گـمـنـامے|🎙
رفقا کانال دوم هم عضو باشید دیگه: https://eitaa.com/GatheringofLovers کاش کی خودش بود فعالیت های خوب
حرامیان زدند رفیقمان😭💔 انشاالله تا دقایقی دیگه روایتی از محمدرضا که از گفته رفیقایی که توی اون روز باهاش بودند رو و طریف کردند که چطوری به شهادت رسوندنش و... میزاریم🥲❤️‍🩹
|گـمـنـامے|🎙
حرامیان زدند رفیقمان😭💔 انشاالله تا دقایقی دیگه روایتی از محمدرضا که از گفته رفیقایی که توی اون روز
با محمدرضا از سمت مسجد به سمت میدان شهر داشتیم میومدیم که به ما اطلاع دادند اونجا ها یک چند تا گروهی ایجاد شده و.. که در حال تشکیل گیری هم همه هست.. ما خوب این مأموریت رو پذیرفتیم و با چند تا از دوستان و برادران بزرگ تر مثل آقا سید که مسئول ما بودند توی چالوس رفتیم ما گروه بندی شدیم که ما توی گروهی بودیم با این افراد خود آقا محمدرضا و بنده حقیر مرتضی و امیر آقا و چهار تن از رفقا دیگر ما توی این گروه که از ۱۵ سال تا به ۲۰ سالمون بود از سمتی رفتیم که اصلا پیش بینی نشده بود که بخواند اونجا بیان و.. خلاصه ما رفتیم توی یک کوچه ای که به میدونم ختم میشد یهو صدا داد و بیداد و.. اینا اومد امیر گفت بچه ها داریم نزدیک میشیم مراقب باشید خلاصه ما به سر کوچه رسیدیم مارو دیدن و سمت ما سنگ پرتاب کردند ما خوب زنگ زدیم بچه ها نیرو بفرستند توی اون لحظه یک گلوله زدن اما به محمدرضا نخورد و از کنارش رد شد ما مسلح بودیم‌و تیر هوایی زدیم یکی از بچه ها بعدش ما رفتیم جلو که جو سازی کنیم با چند تا تیر هوایی که محمدرضا رفت سمت چپ و ما سمت راست بودیم هعی گفتیم محمدرضا بیا اینور کنار هم باشیم بهتره گفت نه از اون ور بریم بهتره خلاصه که ما مجبور شدیم از سمت چپ بریم که نامردا از راست اومدن به ما حمله کردند یعنی هجوم آوردند که حالا ماهم رفتیم سمتشون اما 😔 محمدرضا رفتش وسط ما اونجا موندیم و نیروی کمکی رسید اما دیر رسید محمدرضا رو دور کردن و یک تیر زدن به پای چپش و یادمه یکی قمه رو زد وسط پیشونیش زمانی که افتاد زمین قشنگ دیدم که یهو به ما هجوم آوردند که مجبور شدیم فرار کنیم سمت عقب محمدرضا ماند و چند عجنبی قمه کش ما رفتیم پشت و محمدرضا رو زدن هعی داشتند می‌زدند من دلم جوش اومد سمتشو اومدم برم که نجاتش بدم داد زدن گفتند بیاین جلو آتیشش میزنیم😭 ما رفتیم عقب ولی بنزین ریختن روش ما گفتیم نههه بازم ریختند و گفتند برین عقب تر ما رفتیم اما دیگه دیر شد و آتیش داغ شد💔 هیچ موقع یادم نمیره داشت می‌سوخت ولی بلند فریاد میزد یا حسین و با هر یا حسین‌ش یک قمه میومد پایین😭 ما درگیر شدیم با اغتشاشگر ها اما دیگه دیر شد و محمدرضا اربااربا شده بود🥲❤️‍🩹
|گـمـنـامے|🎙
داداش کاش کی منم اونجا بودم 😭😭😭❤️‍🩹
آتش بود و خون و فریادِ یا حسین محمدرضا در میانه‌ی هجوم آشوبگران، حتی وقتی بدنش در میان شعله‌ها بود، از حق عقب ننشست. او با هر ضربه و هر سوختگی، نام حسین را بر زبان داشت تا نشان دهد شهادت، تنها یک پایان نیست، بلکه آغازِ یک عشقِ ابدی است. 💔🌹
هستید یکم حرف بزنیم؟🥲❤️‍🩹
مگه نمیگن شهید الان مفقود هستن ؟ . خیر بنده همچین چیزی نگفتم بعد اینکه محیط پاکسازی شد اون جوری که بهم گفتند بدن کامل بود ولی سوخته و..
https://eitaa.com/Nameless_110/10665 وایییی😭😭😭💔💔💔💔💔 . 🥲:)
https://eitaa.com/Nameless_110/10671 عه‌ تو کانال ها منتشر شده بود که مفقودالاثر هستن .. . نه شما با شهید رجب زاده اشتباه گرفتد 🥲 ایشون یکی از رفقا شهید بنده هستند و شهید رجب زاده نیستند:)
https://eitaa.com/Nameless_110/10671 واقعا ؟ یعنی اینکه میگن دو هفته دزدیده شده بودن ابنا غلطه پس .. . شما با شهید رجب زاده اشتباه گرفتید
مطلع هستید که زمان و مکان شهادت شون کی و کجا بوده ؟ . زمان دقیق نمیدونم ولی گفتند که آخر شب بود مکان هم میدون اصلی شهر چالوس هست