eitaa logo
خواهران فعال سبزواری
82 دنبال‌کننده
12هزار عکس
3.4هزار ویدیو
210 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
در زمستانی که گم شده بودم ماندم، به خودم امدم دربهاری بودم که پیدا شدی و با نگاهت پیدا شدم... ♦️شب همه دور هم نشسته بودیم،هر کس خاطره ای تعریف می کرد یا حس و حال خودش را می گفت؛ مثل همیشه ساکت بودم و به حرف های بقیه گوش می کردم.یاد این عبارت افتادم:مَن اَحَبَّنی عَشَقَنی وَ مَن عَشَقَنی عَشَقتَهُ وَ مَن عَشَقَتَهُ قَتَلتَهُ وَ مَن قَتَلتَهُ... دیگر نمی توانستم کنار بقیه بنشینم.بهانه ای پیدا کردم و زدم بیرون.بغض سنگینی در گلویم نشسته بود.شهدا در یک چیز مشترک بودند و آن عشق واقعی بود.یک جنسی از عشق که قابل گفتن نیست.فقط باید برای رسیدن به آن تلاش کرد و حتما یک چاشنی دیگر هم لازم داشت؛مثل حجب و حیاء،رعایت لقمه،گذشت و....خلاصه یک چیزی که این معادله را کامل کند. 📍قسمتی از کتاب رفیق مثل رسول نوشته شهلا پناهی لادانی 🌙 مدرسه ی علمیه نرجس س سبزوار