نسل سوم انقلابی
قتل خونین پدر و مادر جلوی فرزند جریان ضد انقلاب که در اغتشاشات اخیر با به کار بردن اصطلاح "خرابکاری
این کانال دوست خوبم امین ثقفی است
از قدمای فعال دانشجویی
مجری خوش تیپ😎
فعال رسانه...
پیشنهاد میکنم عضو کانالش بشید و از مطالبش استفاده کنید
سکوت های ترسناک
در مخازن تحت فشار، شیر اطمینان تعبیه میشود تا اگر فشار داخلی به حد مجاز رسید؛ شیر بصورت اتوماتیک باز شود و فشار کاهش یابد و از انفجار مخزن و حوادث بعدی جلوگیری شود.
نمونه بارزش را در پکیج های گرمایش ساختمان دیده اید.
انسان ها در ارتباط و درگیری های روزمره باهم دچار عصبانیت و افزایش فشار میشوند که خودشان را بمانند شیر تخلیه یا همان شیر اطمینان بنحوی تخلیه میکنند.
گاهی به انسان ظلم هایی میشود که به همه جا چنگ میزند ولی هیچ کاری نمیتواند بکند.
از درون میسوزد و میسوزد...
اینجا باید ترسید...
باید وحشت کرد...
شاید به تعبیری سخنان ناسزای مظلوم و داد و فریادش نعمتی است.
امان از آن زمان که مظلومی سکوت کرد و درد و دل هایش را تنها به خدا گفت و نفس هایش آه شد...
خوفناک است...
این حديث تکان دهنده را باید نصب العین عقل و دلمان قرار دهیم.
یَا بُنَیَّ
إِیَّاکَ
وَ ظُلْمَ مَنْ لَا یَجِدُ عَلَیْکَ نَاصِراً إِلَّا اللَّهَای فرزند عزیزم از ظلم به کسی که یاریگری جز خدا علیه تو ندارد پرهیز کن! (الکافی ج: ۲ ص: ۳۳۲) 020211 @Nasl_3
2.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دو دختر سرزمینمان با پوشش اختیاری شان در خیابان حاضر میشوند.
سه پسر که از رفتار غیرعادی شان میتوان اسم اراذل بکار برد مزاحمشان میشود.
دخترکان بی پناه مقاومت میکنند گرچه میتوانستند همان اول لبیک گفته و غائله را ختم کنند و به مانند برخی دختران دیگر درگیر عشوه و ناز شوند.
قانون پوشش در اسلام قبل از محدودیتش نمایانگر حق آزادی زن در اجتماع است والا برای پستوهای خانه که وضع و جعل پوشش لازم نبود
علی ای حال مردی مومن و #غیور فارغ از نوع پوشش دختران، سریع وارد عمل میشود.
شاید برخی کج فهمان حجاب که بی حجابی را معادل بی عفتی بدانند، بی اعتنا در درون خود نجوا میکردند که "حق این دختران و نتیجه پوشش اختیاری شان طعمه همان گرگ ها شدن باشد" و با این توجیه خاکی بر وجدان در تکاپویشان می پاشیدند
ولی #حمیدرضا_الداغی به کمک دخترکان بی پناه میرود تا بگوید آهای #زن ، #زندگی تو باید در جامعه #آزاد باشد.
قبل از نگاه جنسیتی به تو، باید در جامعه
نگاه انسانی باشد.
حمیدرضا شاید ریش نداشت اما، جامعه و عفت و حیا برایش مهم بود
او میدانست قرار است دخترش آوا در این کشتی جامعه سیر کند.
ناجوانمردانه در درگیری با نامرد جلویی از پشت خنجر میخورد و میشود آنچه در فیلم میشود تا بگوید آهای #زن ، برای آزاد بودنت، برای قداستت، برای عفتت، برای زندگیت، برای نفس کشیدنت و برای بودنت خون من تقدیم تو میشود.
خونی که نه از آنجا جوشید و نه در آنجا خشک شد.
رود خون، به زلالی و سرخی مِی رنگینی که حافظ از آن دم میزند:
به می سجاده رنگین کن گرت پیر مغان گوید
که سالک بی خبر نبود ز راه و رسم منزل ها
020212
@Nasl_3
ghafgaz.mp3
زمان:
حجم:
41M
موضوع قفقاز و بحث پانترکیسم و فتنه جدایی طلب ها با توجه به تحرکات اخیر در منطقه از اهمیت خاصی برخوردار است که باید بصورت تخصصی به آن پرداخته شود.
در صوت فوق که یک جلسه از سلسله جلسات با موضوع قفقاز میباشد به ریشه های این موضوع پرداخته شده است.
سخنران:دکتر حسن پور
زبان صوت: ترکی آذری
020212
@GhanbarBarzegar
#شعر_منتخب
من که از آتش دل چون خم می در جوشم
مهر بر لب زده خون می خورم و خاموشم
قصد جان است طمع در لب جانان کردن
تو مرا بین که در این کار به جان می کوشم
#حافظ /غزل 340
@GhanbarBarzegar
مدیر انقلابی
چه با ریش؛ چه بی ریش!
چه با آیات و استدلالهای قرآنی؛ چه با دلائل شیطانی و نفسانی!
چه بومی و فرزند منطقه؛ چه غیربومی!
چه جوان متخلق به صفات الهی؛ چه پیرمرد دارای سوء شهرت!
چه با پیراهن یقه آخوندی و دیپلمات؛ چه با تی شرت!
اگر به دنبال مسئولیت و ریاست برای غیر خدمت به خالق و خلق هستید، آدرس را اشتباه آمدید.
اگر در تلاش ها، صحبت ها، موضع گیری ها، سکوت و فریاد ها اولویت اصلی تان ماندن در مسئولیت است نه در نظرگرفتن رضایت خدا و شهدا؛ شما بر آن منصب به ناحق تکیه زدید و نامحرم هستید.
تفاوت مدیر انقلابی با غیرانقلابی صرفا به ریش داشتن و از شهدا دم زدن، در نماز جمعه و جماعات شرکت کردن، از قرآن و روایات استدلال آوردن نیست.
بلکه مدیر جوان با تکیه به نیروهای متخصص و ایجاد تحول در وضعیت موجود بصورت جهادی و شبانه روزی نه برای دیده شدن پیش خلق و رزومه سازی که برای خدا کار میکند
مدیر جوان انقلابی مامن و پناهگاه نیروهای مظلوم و ستم دیده و گوش شنوای سیستم است.
مدیر انقلابی دارای اصول و خطوط قرمزی است که به هیچ وجه آن خطوط با گردش ایام و تحول احوال جابجا نمیشود
مدیر انقلابی در مواجهه با تهدیدها و تطمیع ها آخرین چیزی که درباره اش فکر میکند خودش است.
او با نترسیدن از لومة لائم و در صورت لزوم خرق عادت، تمام قامت می ایستد و به پیش میرود.
اساسا مانیفست مدیر انقلابی نهج البلاغه و کلام امیری است که مادر گیتی چون اون نخواهد زائید.
مدیر انقلابی شهادت را رستگاری میداند و به دنبال بهانه است تا مسئولیت را به بهتر از خودش منتقل کند.
او اهل از زیر کار در رفتن و گوشه گیری نیست و اگر خود را برای مسئولیتی حفیظ و علیم ببینید بسان حضرت یوسف اعلان و درخواست میکند(قَالَ اجْعَلْنِي عَلَىٰ خَزَائِنِ الْأَرْضِ إِنِّي حَفِيظٌ عَلِيمٌ)
اگر تکلیف بر دوشش گذاشتند با قوة و قدرت اخذش میکند(فَخُذْهَا بِقُوَّةٍ)
برایش حضور در خط مقدم جبهه جنگ با حضور در مسئولیت در حکومت اسلامی فرقی نمیکند گرچه در خط مقدم هر لحظه امکان شهادت است(شاید بدان راغبتر باشد)
وصف مدیر انقلابی و جهادی در این مجال بیشتر از این مقال نمیگنجد.
خواهشا در استعمالش خساست به خرج دهید.
020220
@GhanbarBarzegar
#شعر_منتخب
همه هست آرزويم كه ببينم از تو رويي
چه زيان تو را كه من هم برسم به آرزويي؟!
همه خوشدل آنكه مطرب بزند به تار، چنگي
من از آن خوشم كه چنگي بزنم به تار مويي!
همه موسم تفرّج، به چمن روند و صحرا
تو قدم به چشم من نه، بنشين كنار جويي!
بنموده تيره روزم، ستم سياه چشمي
بنموده مو سپيدم، صنم سپيدرويي!
غزل/فصیح الزمان شیرازی
@GhanbarBarzegar
#دل_نوشته
دو زانو در بغل، در کنار ساحل با آهنگ رقص امواج، بسان جنین در شکم مادر، آرام گرفته بود...
افق چشمانش را با تکاپوی امواج غسل میداد و در عظمت دریا می اندیشید...
رنگ و بو و مزه دریا با "هیچ" تغییر نمیکند...
هیچی که برکه وجود مارا به هر رنگ و بو و مزه ای در میآورد.
این خاصیت عظمت دریاست که حتی نجاست را بدون تغییر در خود هضم میکند.
روح های ما را چنین عظمتی باید...
تا به هر ناملایمتی از خود بیخود نشود...
و این وسعت و بلندی در دستان بزرگ توست ای خالق دریا...
برکه های گندیده ما را دریایی کن...
020224
@GhanbarBarzegar
شاید #دل_نوشته
بر بالای جنازه اش رسیده بود...
دستان گرمش را بر صورت تمام وجودش کشید اما سردی صورت او آتشی بر خرمن وجودش انداخت...
صدایش کرد؛ جوابی نشنید!
بلندتر صدایش کرد اما گویا دست تقدیر نفس نفسش را با خود برده بود...
بغض، پاهایش را بر گلوی او گذاشته بود تا چاشنی شعله های آتشفشان وجودش شود
این گدازه ها داشت این کوه بلند را درون در خود ذوب میکرد...
تنها اشک میتوانست این آتشفشان را خاموش کند.
آه ای اشک...
ای عصاره وجود...
ای رنگ و لعاب و روح زندگی...
با لغزش اشک از چشمانش، انگار پرده مات دیده هایش کنار رفته بود تا متوجه چشمان نیمه باز پنجره زندگی اش شود...
با خود نجوا میکرد که کاش تلالو چرخش این چشمان زیبا بار دیگر پرتو امیدی بر زندگی اش بتاباند.
دستانش را در دست گرفت و بوسه ای زد...
لمس دستان و بند انگشتانش به عظمت ذکر تسبیحات بعد نماز است تا آلام درونش را التیام بخشد...
دل، بسان کودک گمشده ای که پدرش را یافته باشد بیقراری میکرد...
بیقراری نه...
میخواست بیرون بجهد...
انگار دل بجای مغز دستور میداد...
میوهِ دل بیجانش را در آغوش گرفت تا با تقریب دلها کمی آرام گیرد اما او دیگر لبخند نمیزند...
برایش قابل باور نبود عشقی را که بالشت او پهنای دستانش بود؛ هم اینک باید سر بر بالین خاک های سرد و تاریک بگذارد...
آه...
این صورت زیبا خوراک مور و حشرات آدم خوار گور شود...
آه... چگونه باید از رژه خاطرات زیبا سان ببیند و لبخندهایش وامدار خاطره ها شود...
آیا آن وصال به این فراق می ارزید؟!
چگونه در فضای معطر به نفس های نفسش بار دیگر تنفس کند؟!
درگیر اشک و سوال و آه و حسرت بود که دستی از بالا دستان درونش را گرفت
ای خلیفه و جانشین من...
مگر نه اینکه من او را به تو داده بودم...
و اینک با علم و حکمتم او را میستانم...
نکند فکر کرده ای تو تا ابد در این مسافرخانه دنیا خواهی ماند...
نکند فکر کرده ای زندگی همین فصل وصال بود...
نه... نه... زندگی کتاب قطوری است مشتمل بر فصول...
گاهی برای وصال فراق ها باید...
برخیز
قامت راست کن و تمام وجودت را با دستان خود هم آغوش خاک کن...
قوی باش و بگو انا لله و انا الیه راجعون...
بدان فولاد تیز و مستحکم از دالان کوره گرم و آب سرد میگذرد و زوزه فرود پتک های آهنین روزگار در گوشش میپیچد...
بدان هر که در این بزم مقرب تر است؛ جام بلا بیشترش میدهند...
بگو حسبی الله حتی اگر تنها و یکه بمانم و سهم من هق هق شبهای تیره و تار باشد.
بگو الحمدلله بخاطر داده ها و نداده ها و گرفته ها...
020225
@GhanbarBarzegar
19.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خدایا به تو پناه میبریم از اینکه انسانی را مثل آب خوردن بکشیم و ککمان هم نگزد...
خدایا به تو پناه میبریم از اینکه فکر کنیم این ما هستیم که بجای تو روزی می دهیم...
پ. ن: روزانه دو هزار قتل و جنایت، آمار وحشتناکی است.
https://eitaa.com/ghanbarbarzegar