به نظر می آمد می تواند هرچیز ناگواری را
تحمل کند و خم به ابرو نیاورد، هرچند که
بعدا دچار اندوه عمیقی می شد.
- فئودور داستایفسکی
خواب، میآید و در چشم نمییابد راه
یک طرف اشک رَهش بسته و یک سوی خیال
- هوشنگ ابتهاج
و من ای کاش می توانستم؛
این دلِ خسته و غمگین را دور از چشم همگان
انگار که برای من نیست کنار خیابانی رها کنم.
- ادیب جانسور
روز و شب از تو قضا از تو قدر میگوید
ها علیٌ بشرٌ کیفَ بَشر می گوید
- حمیدرضابرقعی
گویَند علی می زده صد وصله به کفشَش
ای کاش دلِ خسته ی من کفشِ علی بود
- محسن کاویانی
ناگهانی آدم نمیداند این غم از کجا آمده و به
دلش چسبیده، فقط دلش میگیرد . .
- محمود دولت آبادی
آدمها هم مثل درختها بودند.
یک برف سنگین همیشه بر شانههای آدم وجود داشت، و سنگینیاش تا بهار دیگر حس میشد.
- عباس معروفی