eitaa logo
نوای مقتل
5.3هزار دنبال‌کننده
5.8هزار عکس
7هزار ویدیو
376 فایل
کانال ویژه مراثی و موالید ۱۴ معصوم ع @Navaymagtal ضامن اشک مقتل امام حسین ع @zameneashk1 پاسخگویی به سوالات مقتل @m_h_tabemanesh
مشاهده در ایتا
دانلود
. |⇦•آیه ی انتظار... وتوسل به سلام الله علیها اجرا شده به نفس حاج مهدی رسولی ●━━━━━━─────── آیه ی انتظار معصومه عزت پایدار معصومه مایه ی افتخار معصومه همه جا سفره دار معصومه دختر و خواهر امامت بود خانه اش معدن کرامت بود چه قَدَر حامیِ ولایت بود از پدر یادگار معصومه در دلش عکس ماه افتاده از مدینه به راه افتاده در پیِ سر پناه افتاده دل بُرید از دیار، معصومه *رسول خدا صلوات الله علیه به دخترش فرمود:"فداها ابوها " این جمله رو به یه دختر دیگه ای هم پدرش گفته ..علمایی از قم بلند شدن اومدن سؤالی از محضر موسی ابن جعفر سلام الله علیه داشتن. دق الباب کردن. دم‌ در خادمی اومد گفت بفرمایید. گفتند آمدیم سؤالی داریم از محضر پسر پیغمبر. فرمودن آقا نیستن ،سفرند. مأیوس میخواستند برگردند یهو دیدند خادم‌ صدا میزنه ..آقا صبر کنید. بی بی فرمودن :اگه سؤالی دارید من میتونم جوابش رو بدم‌. دختر موسی ابن جعفر فاطمه میگه من جوابو میدم سؤالاتتون رو بدید. سؤالها رو‌ تحویل دادن بعد مدتی کم جواب رو از پشت پرده گرفتند. راه افتادند اومدن تو مسیر ناخودآگاه وجود نارنین موسی ابن جعفر رو‌ ملاقات کردند و شرح‌ ما وَقع دادند. آقا فرمودن:دخترم جوابتون رو داده؟ گفتند بله آقا جان. فرمودن نامه رو‌ بدید ببینم . تا نگاه کردن به جواب سؤالها فرمودن:" فداها ابوها" خدا رو شاهد میگیرم همین‌ جواب رو از منِ موسی ابن جعفر میشنیدید...* نیمه شب ناقه را سوار شد و مثل زینب چه با وقار شد و به بلا هم کمی دچار شد و غربتِ بی شمار، معصومه روضه می خواند با خودش هرشب این چنین بود روضه اش هرشب السلام علیکَ یا زینب عاشق بی قرار معصومه غربتش داشت بیشتر می شد لشکر کفر حمله ور می شد و به زینب شبیه تر می شد زینب روزگار معصومه حاجتش دیدن امامش بود یارضا یارضا کلامش بود خنده این روزها حرامش بود خواهر غمگسار معصومه حیف حاجت روا نشد خانوم دردهایش دوا نشد خانوم از روی خاک پا نشد خانوم به رضا جان نثار، معصومه بین بستر دلش قرار نداشت غیر اوضاع سوگوار نداشت غیر یک نامه یادگار نداشت هست ابر بهار معصومه حال که من نیامدم، تو بیا نصفی از راه آمدمتو بیا من زمینگیرتر شدم، تو بیا قلب او گشته زار معصومه گرچه در غربتی رضاجانم! من هم از راه دور گریانم! پس به فکر غریب عطشانم روضه ی آشکار معصومه ــــــــــــــــــ ┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅ 👇 ┈••✾•🌷🕊🌷•✾••┈ @Navaymagtal
یه خواهری رو میشناسم تا وارد قم شده بود پُر از تبسم شده بود از بس که گُل ریختن براش بین گُلا گم شده بود یه خواهری رو میشناسم همش می گفت خدا خدا همش می گفت رضا رضا آخه بگو سراغتو داداش بگیرم از کیا ببین قیامتِ قم رحمت به غیرتِ قم همه میگفتن دخترِ امامِ برید کنار که خواهرِ امامِ به دستم شاخه نبات می دادن همش سلام و صلوات می دادن زنا گرفتن دور محملمش رو کسی نیومد بشکنه دلش رو با شاخه گل دورش همه حجاب بود چه بزمی بود، دست همه گلاب بود یه خواهری رو میشناسم تا وارد شام شده بود خارجی اعلام شده بود گُل نیاوردن زخمیِ سنگِ سَرِ بام شده بود یه خواهری رو میشناسم همش می گفت حسین حسین غریب عالمین حسین اینجا کجاست تو مردمش رفته حیا از بین حسین ببین جنایت شام لعنت به غیرت شام مگر که زینب دختر امام نیست عمه ی سادات خواهر امام نیست اونا که سایشونو هم ندیدن حالا کجان، تو مجلس یزیدن مردا گرفتن دور محملش رو میکِشیدن چادر محملش رو اونجا کجاحرف از گل و گلاب بود چه بزمی بود دست همه شراب بود الشام الشام خالیِ جای داداشام الشام الشام زینب و مجلس حرام من عزیز همه بودم که حقیرم کردن دست بسته به سوی شام اسیرم کردن تا شهر شام رفتم و معجر نداشتم تقصیر من چه بود برادر نداشتم *یا امام رضا! من امشب اومدم فقط یه جمله بهتون بگم...* خواهرِ تو بسته نشد بین طناب معصومه رو هیچکی نبرد بزم شراب *اما "سَلامٌ ‌عَلَی قَلبِ زینبِ الصَّبور"دید جلو چشمش چوب خیزران داره بالا میره، ای حسین.....* چوبی به لبت نشسته دیدم دندان تو را شکسته دیدم 🔳 ( ‌╔═💎💫═══╗ ┈••✾•🌷🕊🌷•✾••┈ @Navaymagtal ╚═══💫💎═╝ 💠 اللّٰهمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّكَ ٱلْفَرَجَ 💠
دخترِ امامم، خواهرِ امامم، عمۀ امامم با گل اومدن مردم قم به احترامم کجایی ای ماه شب های تارم تو بی خبر نیستی از حال زارم یه نامه از تو روی سینم دارم آه از فراغ و دوری و درده جدایی ای آسمونِ من شده وقته رهایی من دارم از دنیا میرم پس تو کجایی آه ، ای رضا جان ... با چشمای گریون، دلتنگه مدینم، با دل شکسته من این همه راه اومدم تو رو ببینم به یاد تو بودم هر لحظه هر جا برادرامو کشتن موندم تنها با این که خیلی سختی دیدم اما نه، تو جسارت دیده ای من جسارت نه، تو به غارت رفته ای من به غارت نه، تو اسارت رفته ای نه من اسارت آه ، ای رضا جان ... دخترِ امام بود، خواهرِ امام بود ، عمۀ امام بود زینب تویه ازدحام کوچه های شام بود نه من تو گودال دیدم جسم بی سر نه خنجری رو دیدم روی حنجر نه دیدم از تو غارت شد انگشتر از طعنه و زخم زبان ای وای زینب از خولی و شمر و سنان ای وای زینب از مجلس نامحرمان ای وای زینب از محاسن، هیچ نامردی سرت را بر نداشت هیچ دستی روسریه خواهرت را بر نداشت ــــــــــــــــــ 🔳 (س ‌╔═💎💫═══╗ ┈••✾•🌷🕊🌷•✾••┈ @Navaymagtal ╚═══💫💎═╝ 💠 اللّٰهمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّكَ ٱلْفَرَجَ 💠
. |⇦•یک صبح می شود... وتوسل به حضرت معصومه سلام الله علیها اجرا شده به نفس حاج میثم‌مطیعی ●━━━━━━─────── یك صبح مى ‏شود كه برایم دعا كنى؟ یا نیمه شب به شوق نمازم صدا كنى؟ مرغِ دل از قفسِ تن به دركشى در آسمانِ صحن و سرایت رها كنى ما را به پادشاهى عالم در آورى یعنى كه در حریم بلندت گدا كنى امروزه كاینچُنین به كرامت زبانزدى تا رستخیز بهرِ شفاعت چه ها كنى؟ تو زائر مدینه‏اى و طوس مى ‏روى ما را ببر كه زائر قبرِ رضا كنى «قربون‌ کبوترای حرمت امام رضا » این جا كه آمدى سخن از تازیانه نیست حرفى زِ بى وفایى و ظلم زمانه نیست *به نیت دیدن برادر از مدینه حرکت کرد یادش میاد، اون روزی که برادر میخواد از مدینه‌ حرکت کنه. همه رو‌ گفت آمدن،امام رضا فرمودن: برا من گریه کنید. آقا! پشت سرِ مسافر خوب نیست گریه کنیم. فرمود: گریه کنید، اون‌ مسافری که به وطن بر می گرده نباید پشت سرش گریه کرد... حضرت معصومه با برادر و خاندان و اهل بیت حرکت کرد. شهر ساوه دشمنای اهل بیت اومدن‌ جلوشون. برادراش و‌خاندانش رو به شهادت رسوندند. بی بی معصومه این صحنه ها رو دید مریض شد. فرمود من رو قم ببرید....بی بی جان خدارو شکر یه جای نزدیک بود بهش پناه ببری... آخه فرمود: از پدرم موسی ابن جعفر شنیدم قم‌ محلِ شعیان ماست ... راهی هم از ساوه تا قم‌نبود........ فدای عمه‌ جانتان زینب ..عصر روز یازدهم‌ جایی نداشت بره .همه رو به زور سوار ناقه ها کرد. کجا میخوان ببرنت زینب؟! بی بی حضرت معصومه وارد قم‌شد مریضه، مردم قم‌ همه‌ جمع شدن احترام‌کردن،همه دست ادب به سینه گذاشتن، موسی ابن خزرج بزرگ‌ خاندان اشعری آمد. خودش افسار ناقه ی بی بی رو‌گرفت. پیرمرد پیاده راه می رفت دختر موسی ابن جعفر سواره بود.... آی بی بی میدونی شهر شام‌چه خبر بود؟..همه جمع شدن کسی دست ادب به سینه نذاشت. مردای شام دستاشون رو‌مشت کرده بودند، سنگ آماده‌ کرده بودند. کسی ناقه ی دختر علی رو‌ هدایت نکرد. بی بی! همهٔ تازیانه ها آماده بود....* در دست‏هاى مردم شهر تو سنگ نیست یعنى سلام مردمِ تو وحشیانه نیست سیلى نزد كسى به رُخ داغدار تو اینجا خبر زِ خون دل و دردِ شانه نیست ــــــــــــــــــ ┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅ ┈••✾•🌷🕊🌷•✾••┈ @Navaymagtal