نانوشته.
تنها چیزی که خیلی از ته دلم میخواد اینه که فقط یه روز دیگه همه باهم اونجا باشیم :)
فک کنم از صب تاحالا هزار بار اینو نگاه کردم.
نانوشته.
باورم نمیشه اینو میگم ولی واقعا دلم برا صدای بلند ریلز دیدن خانواده تنگ شده بود.
من دلم برای وقتایی که مامانم میپرسید چرا این زبانه فلان و بیسار تنک شده