هدایت شده از مهجور ☫
7.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
رسیده بودم جلوی درِ شیشهای دانشکده که صدای «سلام استاد» گفتنش را شنیدم. ایستادم و سر برگرداندم. چند تا برگه را گرفته بودم سمتم. گفتم: «سلام. اینا چیه؟» اینپا و آنپا کرد. «جواب تمرینهاست. گفته بودین امروز تحویل بدیم». برگهها را از دستش گرفتم. «چرا توی کلاس تحویل ندادی؟» سرش را انداخت پایین. «کلاس رو نبودم. توی راهرو منتظر بودم کلاس تموم شه شما بیایین بیرون». برگهها را گذاشتم توی کیف و با چشمانِ متعجب نگاهش کردم. «ببخشید استاد، دیر رسیدم، روم نشد بیام کلاس». لبخند زدم. «آخه چرا روت نشد بیای؟» چیزی نگفت. گفتم: «من که دعوات نمیکردم. تهش با خنده بت میگفتم آخه الان وقتِ کلاس اومدنه؟» چشمهایش با لبهایش خندید. دست گذاشتم روی شانهاش. «همیشه بیا ولو خیلی دیر بیای». همزمان با باز شدن اتوماتیک درِ شیشهای صدای چشمگفتنش را شنیدم.
خدایا از صبح که دانشجویم را دیدهام فکری شدهام که حتما تو بودی که او را فرستادی سراغم. من میدانم تو یکعالمه بنده خوب و شاگرد اول داری که نه تنها از اول ماه رجب، بلکه از همان روز عید فطر پارسال، آمدهاند زود سرکلاس نشستهاند و یک سال است که آماده شدهاند برای امشب. من اما همان شاگردی هستم که مثل همیشه خیلی دیر آمدهام، خیلی دیر؛ اما آمدهام! میدانم تو همان خدایی هستی که خیلی عجیب، بزرگ و مهربانی. میدانم حتی به خنده هم به من نمیگویی: «آخه الان وقتِ اومدنه؟»
#روایت_زندگی
#شب_اول_مهمانی
@Negahe_To
🌱 إِنْ تَجْتَنِبُوا كَبَائِرَ مَا تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنْكُمْ سَيِّئَاتِكُمْ وَنُدْخِلْكُمْ مُدْخَلًا كَرِيمًا.
اگر از گناهان بزرگی که از ارتکابش نهی میشوید، کاملاً دوری کنید، گناهان کوچکی که از دستتان در رفته است را بدون توبه محو میکنیم و در جایگاهی شایسته جایتان میدهیم.
#رزق
#سوره_نساء
@Negahe_To
به جای سرزنش من به او نگاه کنید
دلیل سر به هوا گشتن زمین، ماه است!
#شعر
#فاضل_نظری
#لذت_عکاسی
#هلال_ماه_مبارک_رمضان
@Negahe_To
🌱 وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَةً
و چه کسی بهتر از خدا به دلها رنگ میدهد؟
#رزق
#قرآن
#سوره_بقره
@Negahe_To
Alireza GhorbaniAlireza Ghorbani - Sheyda.mp3
زمان:
حجم:
9.5M
🎼 آقای قربانی چه میکنید با دلهای ما!
زیبایی این قصه از آغاز تو بودی
من خاکنشین بودم و پرواز تو بودی
#موسیقی_دلنشین
#علیرضا_قربانی
@Negahe_To
🌱 قال رسول اللّه صلىاللهعليهوآله: اِنَّ اللّه َ يُحِبُّ مادامَ مِن عَمَلٍ صالِحٍ وَ اِن كانَ يَسيرا.
پيامبر مهربانیها: خداوند عملِ صالحِ مداوم را هر چند اندک باشد، دوست دارد.
📚 كنزالعمال، ح ۵۳۴۸
#رزق
#حدیث
@Negahe_To
نَفَسِ گوشی بالا نمیآمد. چند ماه صبوری کرده بود تا به دادش برسم. نرسیده بودم. وقت نکرده بودم چند ساعت بنشینم پای درددلش تا کمی سبک شود. خودش دستبهکار شد. پیامها را ارسال نمیکرد. تلفنها را سرخود قطع میکرد. صفحه برنامهها را باز نمیکرد. باز هم نتوانستم بروم سراغش تا اینکه امروز مجبورم کرد. برای بیدار شدنِ سحر، جوری آنتن را محو و نابود کرد که تا بیدار شوم و بتوانم برش گردانم، خواهرم در ذهنش مراسم ختم و هفتم من را هم برگزار کرده بود.
نزدیک ظهر رفتم سراغش. برش داشتم و وصل کردم به لپتاپ. بلافاصله یک درایورِ قرمز به نام ای نشست کنار درایورهای قرمزِ سی و دی در صفحه لپتاپ. سرحوصله رفتم سرک کشیدم به گوشهوکنارش. همهجا پُر بود. اطلاعاتِ درهمبرهم در هر گوشهاش، راه نفس کشیدن را برایش تنگ کرده بود. فقط در پوشه صداهای ایتا، هفتهزاروهشتصدوسیوشش فایل صوتی نشسته بود. از صوتهای چندثانیهای گرفته تا چنددقیقهای. انگشتم را نگه داشتم روی یکی از صوتها. بعد گزینه «حذفِ همه» را از بالای صفحه تیک زدم و تمام صداها را یکباره شیفت دیلیت کردم!
انگار که توپی سر چاهک را یکباره برداشتم و تمام صداها در گردابی با سرعت چرخیدند و پایین رفتند و محو شدند. بعد از صداها رفتم سراغ تصویرها و بعدترش هم متنها. انگشت کشیدم روی اسمها و پیامکها. چهلهزار پیام را بیرحمانه پاک کردم تا نفسش بالا آمد. حالا گوشی چند گیگ، فضای خالی پیدا کرده است. به جایش سَرَم پُر شده از صدا و متن و تصویر. حالم خوب نیست. میفهمم سنگین شدهام. قلبم کدر شده. باید قبل رسیدنِ شبهای قدر، قبل از شنیدن صدای توپ تحویل سالِ نو، فکری به حال خودم بکنم. باید اول سَرَم را و بعد هم دلم را سبک کنم. شما راه میانبُری برای سبککردنِ دل میشناسید؟
#روایت_زندگی
@Negahe_To
📚 حسم شبیه فردای روز امتحان است. وقتی که امتحان را بدجوری خراب کردهام و معلم، برگههای تصحیحشده را با خودش آورده و جلوی کلاس ایستاده و برگه به برگه نمرهها را بلند اعلام میکند. دوست دارم که زودتر اسم من را اعلام کند و در این فاصله به وقوع معجزه امیدوارتر از هر لحظهای هستم؛ این که نمرهام خیلی بهتر از چیزی باشد که فکر میکنم...
#یک_پیاله_کتاب
#کتاب_سورمهسرا
#رامبد_خانلری
@Negahe_To
[نگاهِ تو]
🌱 جابِر یعنی شکستهبند. کسی که استخوانِ شکسته را به هم جوش میدهد. صفت امروزِ دعای جوشن برای من
🌱 خدایا توی سحر اولین جمعه مهمونیت، چند تا پاجوش، پای دلهای شکستهمون میزنی لطفا؟
#دعای_جوشن_کبیر
@Negahe_To