eitaa logo
[نگاهِ تو]
363 دنبال‌کننده
703 عکس
77 ویدیو
2 فایل
من، بی نام ِ تو‌ حتی یک لحظه‌ احتمال ندارم. چشمان تو‌ عین الیقین من،‌ قطعیت "نگاه ِ تو‌" دین من است.‌‌‌ [قیصر امین‌پور] ‌ ‌ 🌱 روایت لحظه‌های زندگی 🌱‌ ‌ ‌ هم‌صحبتی: @MoHoKh ‌هم‌صحبتیِ ناشناس: https://daigo.ir/secret/21385300499
مشاهده در ایتا
دانلود
‌ ‌ ‌نَفَسِ گوشی بالا نمی‌آمد. چند ماه صبوری کرده بود تا به دادش برسم. نرسیده بودم. وقت نکرده بودم چند ساعت بنشینم پای درددلش تا کمی سبک شود. خودش دست‌به‌کار شد. پیام‌ها را ارسال نمی‌کرد. تلفن‌ها را سرخود قطع می‌کرد. صفحه برنامه‌ها را باز نمی‌کرد. باز هم نتوانستم بروم سراغش تا اینکه امروز مجبورم کرد. برای بیدار شدنِ سحر، جوری آنتن را محو و نابود کرد که تا بیدار شوم و بتوانم برش گردانم، خواهرم در ذهنش مراسم ختم و هفتم من را هم برگزار کرده بود. نزدیک ظهر رفتم سراغش. برش داشتم و وصل کردم به لپتاپ. بلافاصله یک درایورِ قرمز به نام ای نشست کنار درایورهای قرمزِ سی و دی در صفحه لپتاپ. سرحوصله رفتم سرک کشیدم به گوشه‌وکنارش. همه‌جا پُر بود. اطلاعاتِ درهم‌برهم در هر گوشه‌اش، راه نفس کشیدن را برایش تنگ کرده بود. فقط در پوشه صداهای ایتا، هفت‌هزاروهشتصد‌وسی‌وشش فایل صوتی نشسته بود. از صوت‌های چندثانیه‌ای گرفته تا چنددقیقه‌ای. انگشتم را نگه داشتم روی یکی از صوت‌ها. بعد گزینه «حذفِ همه» را از بالای صفحه تیک زدم و تمام صداها را یکباره شیفت دیلیت کردم! انگار که توپی سر چاهک را یکباره برداشتم و تمام صداها در گردابی با سرعت چرخیدند و پایین رفتند و محو شدند. بعد از صداها رفتم سراغ تصویرها و بعدترش هم متن‌ها. انگشت کشیدم روی اسم‌ها و پیامک‌ها. چهل‌هزار پیام را بی‌رحمانه پاک کردم تا نفسش بالا آمد. حالا گوشی چند گیگ، فضای خالی پیدا کرده است. به جایش سَرَم پُر شده از صدا و متن و تصویر. حالم خوب نیست. می‌فهمم سنگین شده‌ام. قلبم کدر شده. باید قبل رسیدنِ شب‌های قدر، قبل از شنیدن صدای توپ تحویل سالِ نو، فکری به حال خودم بکنم. باید اول سَرَم را و بعد هم دلم را سبک کنم. شما راه میان‌بُری برای سبک‌کردنِ دل می‌شناسید؟ @Negahe_To
‌ ‌ ‌📚 حسم شبیه فردای روز امتحان است. وقتی که امتحان را بدجوری خراب کرده‌ام و معلم، برگه‌های تصحیح‌شده را با خودش آورده و جلوی کلاس ایستاده و برگه به برگه نمره‌ها را بلند اعلام می‌کند. دوست دارم که زودتر اسم من را اعلام کند و در این فاصله به وقوع معجزه امیدوارتر از هر لحظه‌ای هستم؛ این که نمره‌ام خیلی بهتر از چیزی باشد که فکر می‌کنم... @Negahe_To
[نگاهِ تو]
‌ ‌ ‌🌱 جابِر یعنی شکسته‌بند. کسی که استخوانِ شکسته را به هم جوش می‌دهد. صفت امروزِ دعای جوشن برای من
‌ ‌ 🌱 ‌خدایا توی سحر اولین جمعه مهمونیت، چند تا پاجوش، پای دل‌های شکسته‌مون می‌زنی لطفا؟ @Negahe_To
‌ ‌ عاشقِ باران‌های ریز و مداومم. قطره‌قطره اما متوالی. آرام و پشت‌سرهم. بی‌عجله و بی‌توقع. بی‌سروصدا می‌بارد و کم‌کم می‌نشیند در عمقِ خاک، می‌رود به جانِ ریشه‌ها. مثل کارهای خوبِ کوچک و مستمر. کارهایی که ذره‌ذره می‌نشیند در عمقِ جان آدم. بعد که زمان گذشت، برکت است که جوانه می‌زند در زندگی آدم. @Negahe_To
‌ ‌ ‌🌱 قال رسول اللّه صلى‌الله‌عليه‌وآله: مَن نَظرَ إلى ما في أيْدي النّاسِ طالَ حُزنُهُ، و دامَ أسَفُهُ. پيامبر مهربانی‌ها: هر كه چشمش به دست مردم باشد، اندوهش دراز و افسوسش پايدار شود. 📚 أعلام الدين : ۲۹۴ @Negahe_To
هدایت شده از چیمه🌙
. ▫️فیه‌مافیه بعضی باشند که سلام دهند و از سلام ایشان بوی دود آید. بعضی باشند که سلام دهند و از سلام ایشان بوی مشک آید. این را کسی دریابد که او را مشامی باشد. یار را می‌باید امتحان کردن، تا آخر پشیمانی نباشد. سنّت حقّ این است: «اِبْدَأْ بِنَفْسِکَ@chiiiiimeh .
‌ ‌ ‌مالِ من نبود. فقط قرار بود کمتر از یک روز مهمانِ من باشد تا برسانمش دست صاحبش. فرصتِ کوتاه و ارزشمندی بود. وقتی رسید، اول بوسیدمش. بعد دست کشیدم روی نرمیِ قرمزرنگش. همان جایی که روزها و شب‌ها پای زائران را نوازش کرده بود. صدای مضطرانه "یا کاشف الکرب عن وجه الحسین" را با زبان‌ها و لهجه‌های مختلف از لابه‌لای تاروپودش شنیدم. چشم‌های خیسم را گذاشتم روی قطره اشکش و به یاد تمام التماس دعاهای این روزها گفتم: "اکشف کروبنا بحق اخیک الحسین". @Negahe_To
‌ ‌ 🌱 بهار بهار، چه اسم آشنایی... @Negahe_To