مالِ من نبود. فقط قرار بود کمتر از یک روز مهمانِ من باشد تا برسانمش دست صاحبش. فرصتِ کوتاه و ارزشمندی بود. وقتی رسید، اول بوسیدمش. بعد دست کشیدم روی نرمیِ قرمزرنگش. همان جایی که روزها و شبها پای زائران را نوازش کرده بود. صدای مضطرانه "یا کاشف الکرب عن وجه الحسین" را با زبانها و لهجههای مختلف از لابهلای تاروپودش شنیدم. چشمهای خیسم را گذاشتم روی قطره اشکش و به یاد تمام التماس دعاهای این روزها گفتم: "اکشف کروبنا بحق اخیک الحسین".
#روایت_زندگی
#پسر_عجیب_امیرالمومنین
@Negahe_To
🌱 قال رسول اللّه صلىاللهعليهوآله: ليسَ إيمانُ مَن رآني بعَجَبٍ ولكنّ العَجبَ كلَّ العَجبِ لِقومٍ رأَوا أوْراقا فيها سَوادٌ فآمَنوا بهِ أوّلِهِ وآخِرهِ.
پيامبر مهربانیها: ايمان آوردن كسى كه مرا ديده شگفت آور نيست؛ بلكه شگفتى بسيار از مردمانى است كه [تنها] برگههايى نوشته شده ديدند و از ابتدا تا انتها به آن، ايمان آوردند.
📚 كنز العمّال : ۷۰۴
#رزق
#حدیث
#پیامبرِ_نازنینِ_ما
#مگر_میشود_عاشقت_نبود
@Negahe_To
از برکات زندگیِ من، آشنایی و همکاری با مبناست. چه حلقه کتاب باشد و ماراتنهایش، چه دورههای نویسندگی باشد و باشگاهش.
امسال بعد مدتها طعمِ دلچسبِ عیدی گرفتن دوباره رفت زیرِ زبانم. حالا پُرتوقع شدهام. منتظر و البته امیدوار هستم که باز عیدی بگیرم. عین بچههایی که پولهای سبز و آبی عیدیشان را هر روز میگذارند جلوی چشمشان تا ببینند چقدر بیشتر شده است.
آقای کریمِ اهلِ بیت، پسرِ بزرگِ امام علی و حضرتِ فاطمه، امام حسنِ نازنینِ همه عالم، ما همگی امشب چشمانتظارِ عیدی هستیمها...
#عیدی
#شب_نیمه_ماه_مبارک
@Negahe_To