سر کلاس یه سوال ساده روی تابلو نوشتم و از دانشجوهام پرسیدم جوابش چی میشه. چیزی که دو روز قبلترش، برایشان درس داده بودم و چندبارم تکرار کرده بودم. بلد نبودن. باورم نشد. فکر کردم دارن باهام شوخی میکنن که جواب درست رو نمیگن. دوباره پرسیدم. اینبار با قیافه جدیتر. جوابها خیلی پرت بود. واقعا بلد نبودن. وایسادم روبروشون و گفتم تا جواب درست رو نگین ادامه نمیدم. بعدم چاشنی اخطار رو با لحن محکم همراه جملهم کردم. "یا جواب میدین یا همه با هم جریمه میشین". ردّ اضطراب رو توی صورت چندتاییشون دیدم. از اول ترم همچین حرفایی از من نشنیده بودن.
دیگه کلاس ساکت شده بود. هرازگاهی یکی از یه گوشه کلاس با صدای ضعیف شانس خودشو امتحان میکرد. از جلوی تابلو رفتم کنار. یکی یکی ردیف صندلیها رو رد کردم تا رسیدم آخر کلاس. حالا پشت سر همهشون بودم. قیافههاشون رو دیگه نمیدیدم اما حسشون رو میفهمیدم. بدون اینکه منو ببینن بهشون لبخند زدم. بعد توی دلم قربون صدقهشون رفتم و گفتم: "حیف که خیلی دوستتون دارم!" مسیر رفته رو خیلی آروم برگشتم و دوباره وایسادم روبروشون. هنوز داشتن به تابلو نگاه میکردن. کمکم راهنمایی کردم تا بتونن خودشون به جواب برسن. یکی بالاخره جواب درست رو داد و بقیه هم یه نفس راحت کشیدن.
خدایا میدونم که ما رو خیلی دوست داری! میدونم اون وقتی هم که ما نمیبینیمت تو پشت سرمون وایسادی و نگامون میکنی. میدونم هرجا که هوا برمون داشته که خودمون تنهایی یه کاری رو انجام دادیم تو سکوت کردی و فقط بهمون لبخند زدی. خدایا ازت خیلی ممنونم که هستی. ازت خیلی ممنونم که انقدر دوستمون داری. ازت خیلی ممنونم که محبت رو توی قلبهای ما هم گذاشتی. آخه دنیا بدون دوستداشتن و دوستداشتهشدن جای خیلی وحشتناکیه.
پ.ن. نوشتن این جملهها مثل حرف زدنِ اون چوپان با خداست! شعرش رو یادتونه که؟ وگرنه ما بندههای هیچی کجا و قیاس کردن با خدا کجا...
#روایت_زندگی
#خدایا_ممنونم
#دانشجوهای_عزیز_من
@Negahe_To
قصه موسی و شبان
دید موسی یک شبانی را به راه
کو همی گفت ای گزیننده اله
تو کجایی تا شوم من چاکرت
چارقت دوزم کنم شانه سرت
جامهات شویم شپشهاات کُشم
شیر پیشت آورم ای محتشم
دستکت بوسم بمالم پایکت
وقت خواب آید بروبم جایکت
ای فدای تو همه بُزهای من
ای بیادت هیهی و هیهای من
این نمط بیهوده میگفت آن شبان
گفت موسی با کی است این ای فلان
گفت با آنکس که ما را آفرید
این زمین و چرخ ازو آمد پدید
گفت موسی های بس مُدبِر شدی
خود مسلمان ناشده کافر شدی
این چه ژاژست این چه کفرست و فُشار
پنبهای اندر دهان خود فشار
گند کفر تو جهان را گنده کرد
کفر تو دیبای دین را ژنده کرد
چارق و پاتابه لایق مر تراست
آفتابی را چنینها کی رواست
گر نبندی زین سخن تو حلق را
آتشی آید بسوزد خلق را
آتشی گر نامدست این دود چیست
جان سیه گشته روان مردود چیست
گر همیدانی که یزدان داورست
ژاژ و گستاخی ترا چون باورست
دوستی بیخرد خود دشمنیست
حق تعالی زین چنین خدمت غنیست
با کی میگویی تو این با عم و خال
جسم و حاجت در صفات ذوالجلال
شیر او نوشد که در نشو و نماست
چارق او پوشد که او محتاج پاست
ور برای بنده شست این گفت تو
آنک حق گفت او منست و من خود او
آنک گفت انی مرضت لم تعد
من شدم رنجور او تنها نشد
آنک بییسمع و بییبصر شدهست
در حق آن بنده این هم بیهدهست
بی ادب گفتن سخن با خاص حق
دل بمیراند سیه دارد ورق
گر تو مردی را بخوانی فاطمه
گرچه یک جنساند مرد و زن همه
قصد خون تو کند تا ممکنست
گرچه خوشخو و حلیم و ساکنست
فاطمه مدحست در حق زنان
مرد را گویی بود زخم سنان
دست و پا در حق ما استایش است
در حق پاکیِ حق آلایش است
لم یلد لم یولد او را لایق است
والد و مولود را او خالق است
هرچه جسم آمد ولادت وصف اوست
هرچه مولودست او زین سوی جوست
زانک از کون و فساد است و مهین
حادثست و محدثی خواهد یقین
گفت ای موسی دهانم دوختی
وز پشیمانی تو جانم سوختی
جامه را بدرید و آهی کرد تفت
سر نهاد اندر بیابانی و رفت
#شعر
#مولانا
@Negahe_To
دقت کردین خیلی از لذتهای دنیا میتونه به راحتی و به سرعت، کوفتِ آدم بشه؟ اصلا دنیا جای لذتهای زودگذره دیگه. مثلا لذت خوردن یه غذای خیلی خوشمزه، با یکم پرخوری و دلدرد بعدش زودی کوفتِ آدم میشه😅
اومدم بگم من امتحان کردم که لذتِ خریدنِ کتاب، هیچجوره کوفتِ آدم نمیشه😁 حتی وقتی تهِ کارت بانکیت رو با چند رقم اعشار دراورده باشی یا حتی اگه با پولِ قرضی کتاب خریده باشی🤓 یا وقتی همزمان با زدن دکمه خرید، ردیفِ کتابای نخونده توی کتابخونهات فحشت بدن🤪 اصلا لذتِ خریدنِ کتاب هیچجوره کوفتشدنی نیست😍
پ.ن.۱ ببخشید که مودبانه ننوشتم🙈
بذارید پای اثراتِ سوءِ سرمستی شبانه برای خریدن کتاب!
پ.ن.۲ ملت میرن این روزا طلا میخرن سرمایهگذاری میکنن تو برو هی کتاب بخر بذار جلوی چشمت!😬
#دلنوشته
#اِی_بیخبر_زِ_لذتِ_شُربِ_مُدامِ_ما!
@Negahe_To
📚 اگر آدم چشمهای بینا داشته باشد بسیاری چیزها میبیند که شایسته نوشتن است. اما برای دیدن، باید به فکر آن بود؛ و نوشتنِ یادداشت، خود تمرینی است برای دیدن. یاد میدهد که آدم چشمهایش را باز کند.
#یک_پیاله_کتاب
#کتاب_روزها_در_راه
#شاهرخ_مسکوب
@Negahe_To
[نگاهِ تو]
دقیقا از روز اول مهرماه سال ۱۳۸۰، حضرت معصومه، رفت توی لیست آدمهای خاص زندگیام. از آن آدمهایی
🌸 امشب فقط آمدهام عشقم را برای یک سال دیگر تمدید کنم. بیستوچهار سال شد که شما آدمِ خاصِ زندگیِ من هستید حضرت معصومه❤️
#خانمجان
#حضرت_معصومه
@Negahe_To
Ali Akbar Ghelich ~ Music-Fa.ComAli Akbar Ghelich - Tabib (320).mp3
زمان:
حجم:
7.9M
🎼 هزاران ابنسینا هم به درد من گرفتارن
طبیبای همه عالم، به عاشقها بدهکارن
نه خیامم نه عطارم، برایت واژه کم دارم
به جایش جان خود بگذار که در پای تو بگذارم
#موسیقی_دلنشین
#علیاکبر_قلیچ_طبیب
@Negahe_To
2.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ما توی یه جای عجیبی از تاریخ گیر افتادیم!
باز میشه این در
صبح میشه این شب
صبر داشته باش :)
🍃شبت بخیر باد رفیق، غمت نیز هم.
#شهرزاد
#شب_شد_خیر_است
@Negahe_To
📚 "وقتی هورتون صدای هو شنید" و "آدم بزرگها هیچوقت این کارها را نمیکنند" را به بهانه بچهها و در اصل برای خودتان بخرید! بخرید و بارها برایشان بخوانید. وسط لذت بردنِ آنها و شنیدن صدای خندهشان، حتما ذهنتان درگیرِ خودتان میشود. ما آدم بزرگها خیلی به این درگیریها نیازمندیم.
#معرفی_کتاب
@Negahe_To