بهارِ من اینگونه دارد سپری میشود:
با گوشای برای شنیدن طنین دلنشین بهار،
با چشمای جامانده روی ضریح امام رئوف،
با ذهنای مشغول درس و کلاس و دانشجو،
با دستای روی کیبورد برای ویراستاری کتابی،
با دلای که بیاجازه، به هرجا که میخواهد سفر میکند
و با قلبای که از اشتیاق خواندن و نوشتن تندتر میتپد.
🍃 بهارِ تو چگونه دارد سپری میشود رفیق؟
#روایت_زندگی
#ماه_مهمانی
#بهار
@Negahe_To
همه چیز را که نباید گفت،
پس چشمها چه کارهاند؟...
#دلنوشته
@Negahe_To
بنظرتون وقتی ساعت یک نیمه شب هست و هنوز نخوابیدی، باید ساعت سه هم پاشی برای سحری و ساعت شش هم بیدار بشی برای سر کلاس رفتن، بهینهترین کاری که میشه انجام داد چیه😅
#روز_و_شب_شما_هم_قاطی_شده_آیا؟
#کِی_بخوابیم_کِی_بیدار_شیم😅
@Negahe_To
هدایت شده از [ هُرنو ]
#الهی
وای بر من اگر دانشم رهزنم شود
و کتابم، حجابم...
سحر هجدهم
#الهینامه
@hornou هُرنو | روزنِ نورگیرِ سقف
11.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
زندگی موسیقی گنجشکهاست
زندگی باغ تماشای خداست
زندگی یعنی همین پروازها
صبحها، لبخندها، آوازها
🍃 هندزفری بگذارید، صدای گوشی را زیاد کنید و چشمهایتان را ببندید تا غوغای اول صبح گنجشکها بر جانتان بنشیند🌹
#روایت_زندگی
#آواز_گنجشکها
#صبح_شد_خیر_است
@Negahe_To
Mohammadreza Taheri ~ Music-Fa.ComMohammadreza Taheri - Ey Khoda Sharmandatam.mp3
زمان:
حجم:
3M
من چی بگم وقتی خودت،
داری میبینی حالمو؟...
#سحر_نوزدهم
#ماه_مهمانی
@Negahe_To
هدایت شده از [ هُرنو ]
#الهی
خودت گفتهای: «و لا تیأسوا من رَوح الله»
ناامید چون باشم؟
سحر نوزدهم
#الهینامه
@hornou هُرنو | روزنِ نورگیرِ سقف
وقت ِ خواستن ِ رزق ِ اشک،
شبهای قدر است.
#دلنوشته
@Negahe_To
انگار یک مُشت شن ریز ریخته بودند توی حلقم. تا جایی که زورش رسیده بود را خشک کرده بود. به هر چیز تُرش و خوشمزه هم که به عقلم رسید فکر کردم تا کمی بیشتر بزاق دهانم ترشح شود فایده نداشت. خشک خشک بود. تازه ده صبح بود و فقط یک کلاس رفته بودم. به خدا گفتم خودت یک کاریش بکن که بتوانم تا غروب دوام بیاورم.
کلاس دوم را یک ربع دیرتر رفتم. میخواستم بگویم امروز آنها به جای من درس بدهند و من فقط گوش بدهم اما زهی خیال باطل. تازه یک بحث غیر درسی هم پیش آمد و نشستم برایشان از امید گفتم. از اینکه باید حواسشان به خودشان و اطرافیانشان باشد. از نسبت نزدیک ناامیدی با افسردگی و خودکشی گفتم. برق چشمهای منتظرشان برای شنیدن این حرفها، تشنگی را از یادم برده بود.
در کلاس سوم، ۵۵ تا دانشجو منتظرم نشسته بودند. از چهرهام خواندند که توانی برای حرف زدن ندارم اما شیطنتشان اجازه نمیداد خیلی با حال من راه بیایند. یکیشان گفت استاد برید یکم آب بخورین خدا راضی نیست اذیت بشین. نگاهش کردم و لبخند زدم. گفتم اگه قرار باشه روزه گرفتن اصلا سختی نداشته باشد که دیگه اسمش روزه و تمرین صبوری نیست. یکی گفت اصلا برای چی روزه میگیرین؟ گفتم چون خدایی که منو آفریده، گفته روزه بگیر منم گفتم چشم، همین. دلم میخواست بگویم لذت این تشنگی کشیدن را حاضر نیستم با چیزی عوض کنم اما نگفتم.
نصف این استکان آب جوش برایم کافی بود تا زنده شوم. خادم مهربان مسجد، استکان را به دستم داد و من زنده شدم. امشب یقین کردم که برای زنده ماندن علیِ ششماهه چند قطره آب هم کفایت میکرد...
#روایت_زندگی
@Negahe_To
خدایا خیلی حرفها به من زدهای و من چشم نگفتهام. یک نماز و روزه دست و پا شکسته دارم که آن هم انقدر عیب و ناقصی دارد که خریداری جز خودت ندارد ای مهربانترین مهربانها.
#دلنوشته
#ماه_مهمانی
#سحر_بیستویکم
@Negahe_To
یادم نیست پارسال در این لحظات شبهای قدر دقیقا چه چیزهایی خواستهام اما در سالی که گذشت برای اولین بار در عمرم فهمیدم واژه، هم رزق است. باید خودشان بریزند توی کاسهات. حالا بیشتر از پارسال، حیرانم. کِز کردهام یک گوشه و فقط کاسه خالیام را گرفتهام سمتت. خدایا به پستی و کوچکی ما نگاه نکن. به مهربانی و بزرگی خودت نگاه کن و به بزرگی علی. کاسهمان را پُر کن از رزقهایی که خودت میدانی به آنها محتاجیم و بس.
#دلنوشته
#ماه_مهمانی
#سحر_بیستویکم
@Negahe_To
هدایت شده از حُفره
محمود کریمی3447304508869821153 (1).mp3
زمان:
حجم:
1.4M
تو حقته که تنهام بذاری...
هیزم به زیر پاهام بذاری...
#شب_قدر