eitaa logo
[نگاه ِ تو]
381 دنبال‌کننده
625 عکس
65 ویدیو
2 فایل
من، بی نام ِ تو‌ حتی یک لحظه‌ احتمال ندارم. چشمان تو‌ عین الیقین من،‌ قطعیت "نگاه ِ تو‌" دین من است.‌‌‌ [قیصر امین‌پور] ‌ ‌ 🌱 روایت لحظه‌های زندگی 🌱‌ ‌ ‌ هم‌صحبتی: @MoHoKh ‌هم‌صحبتیِ ناشناس: https://daigo.ir/secret/21385300499
مشاهده در ایتا
دانلود
صدای میثم_تیر ۱۴۰۲.mp3
زمان: حجم: 810.4K
‌ ‌ صبح اول وقت بوی جنازه خورده بود زیر دماغم. صدای شیون و گریه رسوخ کرده بود در گوش‌هایم. تصویر آدم‌های بی‌تاب و پریشان نقش بسته بود در چشمانم؛ و هر چه طعم تلخ در دنیا بود نشسته بود در ذائقه‌ام. ‌ ‌ ‌ از غروب در جستجوی چیزی بودم که توان شستن و بردن همه‌شان را حداقل برای چند ساعتی داشته باشد. صدایی از جنس بهشت به دادم رسید و نجاتم داد.‌ ‌ @Negahe_To
🌙 خواب همه ما را با یکدیگر برابر می‌کند، درست مانند برادر بزرگش، مرگ... آرتور شنیتسلر 🍃 شبت بخیر باد رفیق، غمت نیز هم... @Negahe_To
‌ ‌ ‌‌چه خوب شد مولای ما شدی... @Negahe_To
‌ ‌چند روز دیگه منتظرت بودیم فرشته کوچولو اما انگار قرار بود عیدی عید غدیر امسالمون باشی! اونم دقیقا سر ظهر که خاله‌ات وسط نذری شله‌زردش، دست تنها گیر افتاده بود😅 خوش اومدی😍 @Negahe_To
‌ ‌ 📚 تغییر، کِش آمدن جهان است و با مقدار معتنابهی درد همراه. حتی گیاهان هم وقت تغییر، درد می‌کشند. فرق نمی‌کند زنده باشند یا مرده. اگر دقت کنیم این درد را در هر حالتی تشخیص می‌دهیم. مثلا اگر وقتی میوه‌ای دارد در سرکه تخمیر و تجزیه می‌شود در شیشه را بردارید، بوی این درد کشیدن را به خوبی می‌شنوید. کمی تند، تلخ و البته گس. @Negahe_To
‌ ‌ یادم نمی‌آمد زحمت خالصانه و جهادی کشیده باشم. فقط مدتی بود که لطف خدا شامل حالم شده بود و داشتم در اتمسفر مبنا، در کنار آدم‌هایی با حال خوب، نفس، تازه می‌کردم. هر چه برایش دلیل و منطق ردیف کردم فایده نداشت. ظرف محبت وجودش لبریز شده بود برای منی که تابحال نه دیده بودمش و نه حتی با هم، هم‌کلام شده بودیم. آخرش پذیرفتم که کتابی به رسم هدیه از طرفش بنشیند گوشه کتابخانه نُقلی‌ام. اصرار کرد که خودم کتاب معرفی کنم. به لیست کتاب‌های در صف خریدم نگاه کردم و سه تا اسم را جدا کردم برای اینکه دستش برای انتخاب و خرید یکی از آنها باز باشد. هم نگران هزینه بودم هم موجود بودن کتاب و هم دردسرهای پیش‌بینی نشده برای خرید. حالا هر سه کتاب با هم نشسته در کتابخانه‌ام! سه کتاب با سه هزینه پست جداگانه از سه فروشگاه مختلف. هر چه حساب کتاب مادی کردم دیدم برای جبران این محبت عمیق کاری از دستم برنمی‌آید. برایش پیام دادم امسال محرم هر چه پای کتاب "آه" بغض کنم و اشک بریزم ثوابش دربست برای شما که ندیده، انقدر برایم عزیز شده‌ای با این قلب وسیع و مهربانت. @Negahe_To
‌ چند وقتی است دل دل می‌کنم برای یک چله گرفتن. یک چله برای سر و سامان دادن یکسری کارهای عقب افتاده که توی شلوغی طول ترم و بعد هم اتفاقات چند وقت اخیر، مجال فکر کردن و امکان رتق و فتق‌شان را نداشتم. مدام هی امروز و فردا کردم و بهانه‌های مختلف را عین واگن‌های قطار به ردیف چیدم توی ذهنم. دنبال آمدن یک شنبه باانرژی بودم که بتواند دست دلم را بگیرد و بلندم کند اما هر چه صبر کردم نیامد. دلم می‌خواست از اول ماه ذیقعده شروع کنم اما نشد. امروز دیدم ۱۱۰ روز از سال گذشته و رسما دارد دیر می‌شود. اولین ماه تابستان هم دارد به سرعت برق و باد از جلوی چشمانم می‌گذرد. یک تصمیم کبری گرفتم که اینبار به جای شنبه، از یکشنبه شروع کنم! به تقویم نگاه کردم و دیدم فردا میلاد امام هفتم است. بابای مهربانِ امام رضا و حضرت معصومه. نور امید و انگیزه‌ای نشست ته قلبم. اما بهانه‌ها هنوز توی ذهنم وول می‌خوردند و رهایم نکرده بودند. نگاهی به صفت‌های روزشمار دعای جوشن انداختم. دیدم فردا ۱۱۱امین روز از سال ۱۴۰۲ با صفت "یا من قوله حق" است! مثل یک مُهر محکم نشست پای قول و قرارم و همه بهانه‌ها را ریخت بیرون. 🌱 اگر شما هم دوست دارید یا نیاز دارید به چهل روز مداومت برای انجام هر کار ریز و درشتی که توان یا انگیزه و حوصله‌اش را تنهایی ندارید، خبرم کنید. دست خدا با جماعت است و برکاتش به لطف امام موسی کاظم حتما شامل حال همه‌مان خواهد شد ان‌شاءالله😍 @Negahe_To
‌ ‌ ‌امروز نه اول هفته است، نه اول ماه و نه اول فصل؛ اما 🌾 یک فرصت جدید برای شروع دوباره است. @Negahe_To
‌ ‌ ‌🌾 اگر به دنبال تغییر هستید نباید آن را فقط بخواهید؛ باید به آن احساس نیاز داشته باشید. @Negahe_To
‌ ‌ 🌾 کارهای کوچک در زندگی، می‌توانند اثرات خیلی بزرگ داشته باشند. @Negahe_To
‌ ‌ 🌾 هر روز که از خواب بیدار می‌شوم دوباره سعی می‌کنم به نسخه بهتری از خودم تبدیل شوم. @Negahe_To
‌ ‌ خیلی ‌دلتنگ نوشتنم! همین... @Negahe_To