eitaa logo
[نگاه ِ تو]
379 دنبال‌کننده
625 عکس
65 ویدیو
2 فایل
من، بی نام ِ تو‌ حتی یک لحظه‌ احتمال ندارم. چشمان تو‌ عین الیقین من،‌ قطعیت "نگاه ِ تو‌" دین من است.‌‌‌ [قیصر امین‌پور] ‌ ‌ 🌱 روایت لحظه‌های زندگی 🌱‌ ‌ ‌ هم‌صحبتی: @MoHoKh ‌هم‌صحبتیِ ناشناس: https://daigo.ir/secret/21385300499
مشاهده در ایتا
دانلود
Cem Tuncer, Erc黰ent Orkut, Emre Akdeniz15_Cem_Tuncer,_Ercüment_Orkut,_Emre_Akdeniz_Kalbe_Düşen_Kor.mp3
زمان: حجم: 9.2M
‌ ‌ 🎼 فقط چهار دقیقه، توی یه جای خلوت، این موسیقی بی‌کلام رو به قلب‌هاتون هدیه بدین🌱 @Negahe_To
‌ ‌ ‌با جثه کوچکش، خیلی فرز و سریع بود. لاستیک را که از ماشین درمی‌آورد، بزرگ‌تر از بغلش بود. پشت لبش انگار تازه کمی سبز شده بود. کفش‌های کتانی‌اش، کهنه، اما بی‌عیب بود. محکم قدم برمی‌داشت. درگیر کار که می‌شد، قیافه‌اش جدی‌تر هم می‌شد. اصلا نگاهت نمی‌کرد. نفهمیدم حساب خانم بودنم را می‌کرد یا کلا به حسابم نمی‌آورد. یک ربع طول کشید تا بتوانم اسمش را بپرسم. ‌ متین، ۱۳ ساله. تا کلاس پنجم درس خوانده بود. ابروهایش را در هم می‌کشید و جواب سوالاتم را می‌داد. ازش پرسیدم چند وقته داری اینجا کار می‌کنی؟ سرش را بلند کرد و نگاهم کرد. نگاهش همچنان سرسنگین بود. گفتم آخه خیلی خوب کارتو بلدی! فکر کنم چند ساله که داری کار می‌کنی، آره؟ تسلیم شد. لبخند نشست روی لب‌هایش. نگاهش مهربان شد. بادی به غبغب انداخت و گفت هنوز یک سال هم نشده. فقط هفت، هشت ماهه. ‌ جان می‌داد برای یک پرونده شخصیت پُروپیمان و دوست داشتنی! دلم می‌خواست بنشینم کنارش و یک دل سیر حرف بزنیم. اما نه من فرصت داشتم و نه او اجازه صاحب کارش را برای حرف زدن داشت. پول را که حساب می‌کردم دیدم دارد نگاهم می‌کند. چشم‌هایش آشنا شده بود. راستی، امروز برای اولین بار فهمیدم لاستیک ماشین هم تاب برمی‌دارد؛ مثل مخ آدمیزاد. دیدم لاستیک را با یک دستگاه، توی چند دقیقه، تاب‌گیری می‌کنند. یعنی ممکن است برای تاب‌گیری مخ آدمیزاد هم، دستگاهی اختراع بشود؟ ‌ @Negahe_To
‌ ‌ 📚 بزرگسالی زمانی اتفاق می‌افتد که فرد درمی‌یابد بهتر است به خاطر دلیلی درست رنج کشید تا به خاطر دلیلی اشتباه لذت برد. @Negahe_To
‌ ‌ بالاخره آمدم؛ و شما مثل همیشه آغوش باز کردی برایم. بی‌آنکه بی‌وفایی‌ام را پیش چشمم بیاوری. بی‌آنکه روبرگردانی از این عاشق پُرمدعای توخالی. من مثل همان روزهای قدیمی، در خود مچاله شدم و زیر چادرتان جا شدم. به عادت همیشه، دست کشیدم به "یا فاطمه اشفعی لی فی الجنه" روی ضریح و دست تبرک شده‌ام را کشیدم به چشم‌ها، به گوش‌ها، و به قلبم. ‌ دوست داشتم روز قشنگ میلادتان یا روز تولد خودم بیایم اما شما دوست داشتید روز شهادت مادرتان صدایم کنید. حرم شما، خانه امن من است. خودتان می‌دانید هر جای این کره خاکی که بروم، باز هم کبوتر جَلد حرم شمایم. یک کبوترِ سیاه که دلش بدجور پیش شما گیر است خانم‌جان. @Negahe_To
‌ ‌‌نشستم پایین قبر مادربزرگم. کنارم نشست. دست گذاشتم روی سنگ قبر. همانطور که سرش پایین بود، نگاه کرد به دستم. دست کوچکش را جوری روی سنگ قبر گذاشت که انگشت شستش روی سنگ نباشد. سرش را بلند کرد. نگاه کرد به چشم‌هایم. نگران بود نکند گریه کنم. بغض را قورت دادم و با چشم‌هایم خندیدم. لب‌هایش به خنده باز شد و سرش را پایین انداخت. دو ثانیه بعد دوباره نگاهم کرد. این بار به لب‌هایم که داشت بی‌صدا تکان می‌خورد. «خاله داری چی میگی؟» گفتم: «قرآن می‌خونم، می‌خوای بلند بخونم با هم بخونیم؟» به نشانه رضایت سر تکان داد و بلافاصله گفت: «من بلدم صلوات بفرستما». بوسیدمش. با هم صلوات فرستادیم. @Negahe_To
‌ ‌ ‌عقل با دل روبرو شد، صبحِ دلتنگی بخیر عقل برمی‌گشت راهی را که دل پیموده بود! ‌ ‌🌱 اولین شنبه زمستون‌تون و ۲۷۸امین روز سال‌تون با صفت "یا ستّار" به خیر و سلامتی و برکت باشه رفقا😍 پ.ن. کاش امروز یکوچولو از خدا یاد بگیریم و سعی کنیم پوشاننده عیب‌های هم باشیم🌻 @Negahe_To
‌ ‌ 🎼‌Worry ends ‌ ‌‌Don't be saddened by what you see ‏از آنچه میبینی غمگین نباش By all the lies and treachery ‏از تمام دروغ‌ها و خیانت‌ها Life is cruel but don't worry ‏زندگی بی‌رحم است اما نگران نباش In your heart lies the key ‏در قلب تو کلیدی نهفته است To unwind all the secrets ‏برای گشودن تمام اسراری Of this life we see ‏که در این زندگی میبینیم When you feel you've lost it all ‏وقتی احساس میکنی همه چیز را از دست داده‌ای When you don't know who's your friend or foe ‏وقتی نمیدانی دوست و دشمن تو کیست You wonder why you're so alone ‏از خود میپرسی، که چرا انقدر تنهایی Worry Ends when faith begins ‏نگرانی‌ها پایان می‌یابد هنگامی که ایمان آغاز شود Don't be sad by what you see ‏از آنچه میبینی ناراحت نباش It's true life has its miseries ‏درست است که زندگی سختی‌های خود را دارد But one thing's always worked for me ‏اما یک چیز همیشه برای من کارساز بوده است Worry Ends when faith begins ‏نگرانی‌ها پایان می‌یابد هنگامی که ایمان آغاز شود Don't be saddened by what you see ‏از آنچه میبینی غمگین نباش I know life can be crazy ‏میدانم که زندگی میتواند دیوانه‌وار باشد A showcase of hypocrisy ‏ویترینی از دورویی و ریا In the form of piety ‏در ظاهر تقوا It's just one big mystery ‏تنها یک راز بزرگ وجود دارد For you and me ‏برای تو و من When you feel you've lost it all ‏وقتی احساس میکنی همه چیز را از دست داده‌ای When you don't know who's your friend or foe ‏وقتی نمیدانی دوست و دشمن تو کیست You wonder why you're so alone ‏از خود میپرسی، که چرا انقدر تنهایی Worry Ends when faith begins ‏نگرانی‌ها پایان می‌یابد هنگامی که ایمان آغاز شود I found my peace deep within ‏من آرامش خود را در اعماق درونم یافتم Calling inside ‏که از درون صدا می‌زند "Follow what you feel is right" ‏آنچه را احساس میکنی درست است، دنبال کن So trust your heart go ahead ‏پس به قلبت اعتماد کن و پیش برو Don't lose sight ‏بصیرت خود را از دست نده Follow that voice deep inside ‏از صدای اعماق درونت پیروی کن When you feel you've lost it all ‏وقتی احساس میکنی همه چیز را از دست داده‌ای When you don't know who's your friend or foe ‏وقتی نمیدانی دوست و دشمن تو کیست You wonder why you're so alone ‏از خود میپرسی، که چرا انقدر تنهایی؟ Worry Ends when faith begins ‏نگرانی‌ها پایان می‌یابد هنگامی که ایمان آغاز شود If you're weak, it's not a crime ‏اگر تو ضعیف هستی این جرم نیست Don't you know it's a blessing in disguise? ‏آیا نمیدانی که این نعمتی پنهان است؟ To know who's honest, who spreads lies? ‏تا بدانی که چه کسی صادق است و چه کسی دروغگو Worry Ends when faith begins ‏نگرانی ها پایان می‌یابد هنگامی که ایمان آغاز شود Don't be sad by what you see ‏از آنچه میبینی ناراحت نباش It's true life has its miseries ‏درست است که زندگی سختی‌های خود را دارد But one thing's always worked for me ‏اما یک چیز همیشه برای من کارساز بوده است That's Worry Ends when faith begins ‏نگرانی‌ها پایان می‌یابد هنگامی که ایمان آغاز شود🌱 @Negahe_To