eitaa logo
" نگاشته‌ها ..." 📝
101 دنبال‌کننده
151 عکس
67 ویدیو
4 فایل
رهبرشهید: تاریخ شرح حال زندگی ما در صحنه‌ای دیگر است دانش‌‌آموخته‌ سطح ۴ تاریخ و سیره پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله دانشجوی دکتری تاریخ اسلام دانشگاه باقرالعلوم می‌نویسم چون یاد می‌گیرم... ✍️فاطمه تقی زاده ارتباط با ادمین" @Ftdh_62
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
وقتی رضا امیرخانی برمی‌گردد... چند وقت پیش، سر سفره‌ی ناهار، با خانواده مشغول گپ‌وگفت بودیم. حرف از کتاب و داستان شد و میان صحبت‌ها، ناگهان یاد رضا امیرخانی افتادم. همان‌طور که قاشق غذا را از نیمه راه برمی‌گرداندم و دوباره داخل بشقاب می‌گذاشتم، گفتم: «خوش به حال امیرخانی! ندید که آقا شهید شد و بعد از آن، چه بلاهایی بر سرمان آمد.» بعد ادامه دادم: «فکرش را بکنید؛ یک روز به هوش بیاید و چشم باز کند و ببیند در تمام این مدت، در حالی که خودش در کما بوده، چه اتفاقاتی در این دنیا افتاده است! یقیناً با دیدن این همه ماجرا، با خودش می‌گوید ای کاش مرده بودم و این روزها را نمی‌دیدم.» در همین بین، همسرم گفت: «نه، اتفاقاً الان در عالم برزخ، بین دنیا و آخرت، نشسته و دارد همه این اتفاقات را مستند تماشا می‌کند!» یک لحظه مکث کردم و گفتم: «اِ، راست می‌گویی‌ها! اصلاً فکرش را بکن...» و ذهنم از همان‌جا راه افتاد. مگر نه اینکه امیرخانی یک‌بار همراه آقا به سیستان رفت و از آن سفر روایت کرد؟ چه‌بسا، حکمت به کما رفتنش همین باشد، انتخاب شده که برود و ببیند و روزی هم برگردد از آنچه در این مدت گذشته بگوید، از آن سفر و لحظاتی که در کنار آقا بوده روایت تازه‌ای بسازد و از احوالات ایشان و شهدا و انعکاس حرکت ما جماعت مبعوث شده، رمانی بنویسد؛ روایتی که از دل آن، چیزهایی بیرون بیاید که ما هنوز نمی‌دانیم و از زاویه‌ای دیگر، ما را با آن روزها روبه‌رو کند. اما این خیال و گفت‌وگوی سر سفره، برای من به تأملی فراتر از یک نویسنده و یک روایت ختم شد؛ از سحرگاه دهم اسفند چشم‌هایمان چیزهایی دیده‌اند که شاید تا پیش از این، تصورشان هم برایمان دشوار بود. روزهایی را از سر گذرانده‌ایم که در آن‌ها، خبرها و اتفاقات، یکی پس از دیگری، باورهایمان را به محک می‌کشند؛ روزهایی که گاهی سنگینی واقعیت، مجال تحلیل و حتی نفس کشیدن را از آدم می‌گیرد. با این‌ همه، در دل همین روزهای دشوار، انگار چیزی در درونمان آرام‌آرام محکم‌تر می‌شود؛ چیزی که نه با دیدن و شنیدن صرف، بلکه با عبور از تردیدها و مواجهه با آنچه پیش چشممان رخ می‌دهد، ریشه می‌دواند. حالا بیشتر از گذشته می‌فهمم که ایمان، فقط باور به چیزهایی نیست که می‌بینیم و می‌توانیم برایشان دلیل و نشانه بیاوریم؛ گاهی ایمان، درست از جایی آغاز می‌شود که همه چیز تمام شده به نظر می‌رسد. شاید بعضی از حقیقت‌ها را هنوز نبینیم، شاید برای بسیاری از اتفاقات پاسخی نداشته باشیم و شاید روایت کامل این روزها، سال‌ها بعد نوشته شود؛ اما مگر ایمان، چیزی جز اعتماد به حقیقتی فراتر از آن چیزی است که اکنون پیش چشم ماست؟ امیدوارم آقا رضا سلامت برگردد و برایمان روایت کند چه گذشت در غیبی که مردم ندیدند ولی پرچم ایمان را محکم گرفتند، از روزهای انعکاس این شکوه خروش مردم بگوید و دوباره به طور غیر رسمی روایت کند از آقای شهید، از لبخندهایشان،از توسل و دست به دعا شدن‌هایشان، از اینکه آقا، کِی، گفته الان وقت چای است و از خاطرات زهرا کوچولو در آغوش آقا بگوید، از... ✍🏻فاطمه تقی‌زاده حقیقی @Negar_khane_m
🏷شهید امام خامنه‌ای رضوان‌الله تعالی علیه: 📖تاریخ شرح حال زندگی ما در صحنه‌ای دیگر است. @Negar_khane_m
13.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دیکتاتور آذربایجان دانش‌آموزان محجبه را با زور به یتیم‌خانه می‌سپارد! دولت صهیونیستی و ظالم باکو از طرفی اجازه ورود فرزندان با حجاب را به مدرسه نمی‌دهد و از طرفی هم اعلام کرده، هر خانواده‌ای که فرزند خود را به خاطر حجاب به مدرسه نفرستد، هر هفته ۱۰۰ منات معادل ۱۷ میلیون تومان باید جریمه بپردازد! و در مرحله بعد دولت دیکتاتور حضانت دانش‌آموزان با حجاب را از والدین گرفته و به یتیم‌خانه‌های دولتی بسپارد تا حجاب را به زور از سر آنها بردارد. به روایت دکتر اسکندر حسین‌اف، فعال فرهنگی تبعید شده از کشور آذربایجان به دلیل مخالفت با فضای ضد‌اسلامی آذربایجان | رسانه بانوان حوزوی 📡 @rahaa_banu @Negar_khane_m