eitaa logo
𝓝𝓸𝓬𝓽𝓪𝓻𝓪
28 دنبال‌کننده
3 عکس
0 ویدیو
0 فایل
Хочу навсегда с тобой, мы танцуем под луной
مشاهده در ایتا
دانلود
𝓝𝓸𝓬𝓽𝓪𝓻𝓪
#اتاق_وحشت در راه رو های مافیا قدم بر میداشتم همه چیز از دیدم تیره و خاکستری بود در اتاق شکـ‌نجه ام
بوی خـ‌ون و وحشت کل اتاق را پر کرده بود بوی خـ‌ون را استشمام کردم،هممم بوی خـ‌ون...چقدر زیبا انگشت های یک دست مرد کامل قـ‌طع شد "حیف، دلم سوخت بذار کمکت کنم" چـ‌اقو را گرفتم و یا یک ضربه محکم یک انگشتش را قطـ‌ع کردم، صدای جیغ و چاقـ‌و در اتاق کوچک پیچید قهقهه زدم نه یک قهقهه عادی یک قهقهه سرد و سادیسـ‌می! مرد داشت گریه میکرد و التماس میکرد اینها باعث میشد بیشتر دلم بخواهد که عـ‌ذابش بدهم، اصلا مگر میشد کسی از این چیز ها بدش بیاید؟ چـ‌اقو را کنار انداختم و شـ‌وکر را برداشتم و روی پایین ترین درجه گذاشتم "هر ثانیه را بشمار و یادت باشد که هر ثانیه را نشماری یک درجه ان را بالا میبرم" مرد در حال التماس کردن بود که کم شـ‌وکر را روی بازویش گذاشتم "بشمار!" مرد:یـ یک آییییی جیغ بلندی زد که اتاق را پر کرده بودم مرد: د- - دو او دیگر نمیتوانست ادامه بدهد، دیگر نمیتوانست تحمل کند مرد:.... شـ‌وکر را برداشتم، چند ثانیه بعد در حالی که مرد داشت نفسی بکشد شـ‌وکر را یک درجه بالاتر روی او گذاشتم ثانیه بعد کمی بالاتر و این روند ادامه داشت وقتی به درجه یکی مانده به اخر رسید شـ‌وکر را برداشتم تا نمیرد مرد نفس نفس میزد و اشک و خـ‌ون صورتش را پر کرده بود خـ‌ون روی بدنش لباس هایش را لک کرده بود