_من تو قلبم قبرستونی از حرفای ناگفته دارم که فقط خدا میدونه از صب تا شب چقد اونا رو از زیر خاک در میارم و باهاشون کلنجار میرم...
میدونید...روزی که سید حسن نصرالله شهید شدن من نشسته بودم رو تختم و داشتم تو گوشی میچرخیدم؛ ی دفعه وارد ی کانال شدم که عکس سید رو گذاشته بودن و نوشته بودن 'شماهم شیهد شدید' من تا عکس رو باز کردم قلبم پرید بیرون و چنگ انداختم به صورتم، طوری که انگار یکی از عزیزانمو از دست دادم....
خواستم بگم گاهی بعضی شهدا با اینکه شما خیلی اونهارو نمیشناسید ولی بعد شهادتشون ی جوری شما رو اسیر خودشون میکنن که نفهمید چجوری اینقدر وابستهشون شدید...من قبل از شهادت سید حسن نمیشناختمشون، ولی بعد از شهادتشون با دعای این شهیدِ که تو کارام موفقم:)))))🥀
خیلی دلم براتون تنگ شده بود...
واقعا این چندوقت شرایطشو نداشتم که فعالیت کنم..
اینکه روز به روز داره به تعداد بچه حزبالهی های کلاسمون اضافه میشه حداقل یکم باعث شده اخمام باز بشه.