eitaa logo
~نآگُفتِه‌هایَم؛
66 دنبال‌کننده
505 عکس
289 ویدیو
2 فایل
بِسم‌رَب‌🫀🌚! شنوای افکار بی پایانم و سخنان ناگفته ام هستی؟ _دعوتید به صرف چای و خواندن مکتوباتِ روحِ مَن:) !کپی نکن عزیزِ من! شروعِ قصه‌:۱۴‌۰۴‌/‌۵/‌۹ https://punz.ir/message/0AkNsUr نذار‌حرفات‌ناگفته‌بمونه؛اینجا‌بهم‌بگو🫴🏻
مشاهده در ایتا
دانلود
ی خَیِر بیاد دست برسونه اینجا از طلسم ۵۰،۵۹ دراد🦦🗿.
_بچه‌هات یکی از یکی اسکل‌ترن مامان‌جان. +نه اتفاقا. بچه‌های من خیلیم فهمشون بالاست. بچه‌های دیگه تا این حد متوجه مسائل و دنیا نیستن. _... [یک برش از مکالمات منو مادر گرامی]
~نآگُفتِه‌هایَم؛
_بچه‌هات یکی از یکی اسکل‌ترن مامان‌جان. +نه اتفاقا. بچه‌های من خیلیم فهمشون بالاست. بچه‌های دیگه تا
جالب اینجاست مامانم خیلی جدی این حرفو زد. اولش فکر کردم داره شوخی میکنه. منتظر بودم حرفش تموم شه با لبخندش بزنم زیر خنده ولی لبخندی نزد.
یکم که فکر کردم دیدم حرفش خیلی حقه و واقعنم همینطوره. نمیخوام از خودم تعریف بکنم. میخوام اینو بگم که هیچوقت هیچکس تو هیچ برهه زمانی مثل من فکر نمی‌کرد. یادمه کلاس اول که بودم قوه تخیل بالایی داشتم. کارتونای خارجی زیاد میدیدم<ماهواره داشتیم اون موقع> و همین باعث شده بود بخوام انگلیسی صحبت کنم. از اونا تقلید کردم و با این که حرفام ی مشت چرت و پرت بود اما آوای اونا رو داشت. لحن و ملودی انگلیسی با لهجه آمریکن. به دوستام گفتم ولی اونا اینطوری بودن که. یا مثلا از همون موقع ها یاد گرفته بودم مهربون باشم. محبت کنم. اهل کینه نباشم و با همه دوست باشم. در صورتی که، بچه‌های ملت، حتی نمیدونستن چطوری باید با همکلاسیشون دوست بشن. نفهم بودن و نفهمیدنشون عذابم میداد.
~نآگُفتِه‌هایَم؛
یکم که فکر کردم دیدم حرفش خیلی حقه و واقعنم همینطوره. نمیخوام از خودم تعریف بکنم. میخوام اینو بگم که
و در آخر، کی تنها موند؟! اونا که نفهم بودن، دورشون شلوغ شد و اون آدمیم که مثل من بود، تو تنهایی خودش غرق شد. مثل جنسای بساطی. و جنسای تو بوتیک های بالا شهر که خیلیا حتی نتونستن ی بارم از نزدیک ببیننشون. چه برسه به خریدن اونها.
فهمیده‌ بودن خیلی سخته بچه‌ها. امیدوارم ی روزی کل دنیا متوجه این موضوع بشه و بخواد تغییر کنه. یا اگرم تغییر نمیکنه، نابود شه؛ حوصله نفهما رو ندارم.
_هیچکس‌مرا‌نمی‌فهمد،‌شاید‌من‌درس‌ریاضی‌هستم.