بعد تقریبا دو ماه الای (رفیقمو) دیدم. با بچه های بسیج همگی رفتیم کتابخونه بعدش پیش شهدا نماز خوندیم.برگشتیم پایگاه خودمون و تولد (مناطق محروم) گرفتیم. کلی خندیدیم و... خیلی خوش گذشت حقیقتا..
~نآگُفتِههایَم؛
وقتی رهبرت انقد گنگ تشریف داره که چندتا از طبقه ها رو اختصاص میدن به اثارش:
[البته همه طبقه هارو نمیشد عکس بگیرم]