چقد تابستون امسال محشر بود؛
هم کلاس ویالون رفتم. هم کلاس نقاشی رفتم. هم کلاس زبان رفتم. هم باشگاه رفتم. هم کلی کتاب خوندم. هم کلی متن نوشتم. هم کلی علم یاد گرفتم.....
البته فقط تو خیالم.
اونی سرت داد میزنه و عصبانی میشه که میخواد نگهت داره :)
وگرنه سکوت کارو تموم میکنه !
[خیلی عادی داری به زندگیت ادامه میدی که یهو شب میشه و قلبت پر میشه از غم و غصه..]