eitaa logo
25 دنبال‌کننده
67 عکس
60 ویدیو
0 فایل
“Non-Player Character” Player One in the NPC world.👾 Current mission: Survival, collecting Loot, and occasionally Respawning.🙏🏻 Good Game, Well Played!🔥
مشاهده در ایتا
دانلود
❌۴. از «آدم‌ها» به «سیستم‌ها» نگاه کن بجای اینکه بگی «این مدیر احمقه»، بگو «این سیستم چطور چیده شده که یه آدمِ نامناسب تونسته بیاد اینجا؟». وقتی تمرکزت رو از روی آدم‌ها برداری و بذاری روی «سیستم‌ها»، ذهنیتت از یه «نفرتِ شخصی» تبدیل می‌شه به یک «تحلیلِ استراتژیک».
✅ آدم‌های باهوش، راه‌حل‌سازن. آدم‌های ساده، فقط دنبالِ مقصر می‌گردن تا با سرزنش کردنِ اون، خیالشون راحت بشه. سخت‌ترین کارِ دنیا، «فکر کردنِ بدونِ قضاوتِ سریعه». دفعه بعد که دیدی داری یکی رو بابت همه مشکلات سرزنش می‌کنی، همون‌جا توقف کن.
درحال حاضر در End game به سر می‌برم. شما چطور؟🗿
-NPC-
هر روز رنگی نو به بوم زندگی
هر روز جهانی به سوی تکامل. (یا فنا؟)
هدایت شده از هسناییسم-
[گل‌های یاسمین] دلم می‌خواهد کمی به عقب برگردم... به او بگویم که سفره افطار امشب خالی‌ست، ماشین عمو محمود خالی‌ست، با وجود تو، قبر کوچکت خالی‌ست. بگویم جای لقمه‌ات در کیف پاره‌ات خالی‌ست، و جای هیاهوی معصومانه‌ات در کلاس درس. بگویم گل‌های یاسمین باغچه رفته‌اند، و دیوار خانه‌مان مشکی‌ست و قاب عکس کوچک‌مان زخمی‌. روی سپیدت و لباس فرم سبزت، خونی‌ست، صورت گندم‌گونت خاکی، و صدای زنگ آخر مدرسه هنوز حاکی‌ست. به او بگویم که بهار جاری‌ست، پخت نذر نان محلی جاری‌ست، و صدای ناله‌هایت در طنین سروده‌های کشور، راوی‌ست. خط آخر دفتر مشقت عالی‌ست، و گرمای دستت بر روی قلبم حاکی‌ست. اما دیگر آغوش گرمت نیست، حالا برایم یک‌بار دیگر دیدنت کافی‌ست.
هدایت شده از هسناییسم-
پ.ن: گل‌های یاسمین، گل‌های محلی شهرستان میناب هستن. عمو محمود راننده تاکسی مینابی بوده که بین فاصله حمله اول تا دوم می‌ره تا بچهای مدرسه رو نجات بده و خودش هم توی آغوش بچها پرپر می‌شه.. توی میناب، خونه این مرد بزرگ اقوام و عزیزانش نون محلی می‌پختن تا امید رو گرم نگه دارن. خانواده شهید حتی سالیانه مخفیانه لباس فرم برای بچه‌های بی‌بضاعت میناب تهیه و هدیه می‌کردن.