-ɴᴏᴛʜɪɴɢ"
آدمها مثل چایِ توی قوریان. یکی رو اگه زود برداری، بیمزه میمونه؛ یکی رو اگه زیاد نگه داری تلخ م
شد، شد، نشد، بشین بغل دستم برات چایی بریزم قربون چشات؛
غصه هاتم نصف نصف. باشه؟
-ɴᴏᴛʜɪɴɢ"
شد، شد، نشد، بشین بغل دستم برات چایی بریزم قربون چشات؛ غصه هاتم نصف نصف. باشه؟
بیا در حد یه چایی ببینمت.