-ɴᴏᴛʜɪɴɢ"
آدمها مثل چایِ توی قوریان. یکی رو اگه زود برداری، بیمزه میمونه؛ یکی رو اگه زیاد نگه داری تلخ م
شد، شد، نشد، بشین بغل دستم برات چایی بریزم قربون چشات؛
غصه هاتم نصف نصف. باشه؟
-ɴᴏᴛʜɪɴɢ"
شد، شد، نشد، بشین بغل دستم برات چایی بریزم قربون چشات؛ غصه هاتم نصف نصف. باشه؟
بیا در حد یه چایی ببینمت.
زندگی تو ایران واقعا جالبه! همینجوری که نمیدونی آتش بس تموم شده یا صدای طوفانه یهو زلزله میاد که حوصلت سر نره.