یکی بود یکی نبود
تک بودم هیشکی نبود
بی پدر ناز میکرد واسه همه تخم حروم
ته موندم افسونگر
چرا نمیگی بد خوندم
لش موندم
من تو دنیای خودمم پژمردم
این پلاک بالای در روش نوشته من عاشقتم
منو دور میزنی ؟ اره عب نداره باشه بخند
تو قلبت منو جا بده مرد ،لعنت به اونکه تورو حامله کرد
دستات واسه ارامشم ، بم میگن اماده شم
بد در رفته اسم تو تو کل شهر
تو کاری کردی که حتی با خودم غریبه شم
بی من چی دلگرمی؟ دستاش مال خودت
خونمو برداشتم برم تموم شهر مال خودت
میسوزونم بعد تو هرچی که یادگاریه
هرچی از تو باشه پیش من واسم اضافیه
آقاےِ شاعــر
انگار آخرین زخمی جنگم یه سرباز تو سکوت سنگین سنگر
فدا سرم اگه بجا پلاک حلقت تو گردنه
علت تنهاییم این مغز یه دنده مه
هدایت شده از - 𝗧𝗮𝘀𝗶𝗮𝗻 .
یكغمی خیلی پررنگتر از بقیه غمهاست ، هضم نشدنی و هرگز خوب نشدنی . هر بار با هر اتفاقی غمگین میشی برمیگردی پیش اون غم . از غمهای جدید به کهنهترین غمت پناه میبری ؛ به جانکاهترین غمت .