ما بیش از اَندازه قوی بودیم، به کسی تکیه نمیدادیم.
با کسی از دردهایمان نمیگفتیم و از کسی کمک نمیخواستیم،
ما به قیمتِ همین قوی بودن، از پا درآمدیم.
هدایت شده از آقاےِ شاعــر
میگردم پی اونکه دریا ، شبا ساحلم باشه
یکم دیوونه بازی خوبه اما عاقلم باشه
ای کاش خرابیات تو شهر تموم مشکلم باشه
یه مهربون بیاد بجات، نخواستیم خوشگلم باشه
من دوست ندارم هیشکی جاتو ماه کاملم باشه
بگردی دنبالم تو ، هرکی که شمایلم باشه
تهش میشه میاد تو قلبم اونکه لایقم باشه
توی موجای طوفانی تو دریا قایقم باشه
یکی که روحیه اش دقیقا عین سابقم باشه
میاد اخر یکی برعکس تو که عاشقم باشه
وقتی آدم کسی را دوست دارد همیشه چیزی برای گفتن یا نوشتن به او پیدا می کند، تا آخر عمر.
گفت زخمی شده ام بال مرا بشکستند
بال او گشت دلم بار دگر پر بزند
رفت اما سر این زخم هنوزم باز است
همچو زخمی که برادر به برادر بزند.!
به اندازه ی تمام دفعاتی که ازت ناراحت شدم،
و تو فهمیدی و حتی سعی نکردی درستش کنی؛
ازت دور شدم.