آدم یک بار، دو بار، ده بار منتظر میمونه، بعدش دیگه شوقش، احترامش، دلش میمیره.
حس اون پرونده ای دارم؛
که نکته مهمش تو
صفحه آخر ،
خط اخر پاورقی،
ریز نوشته شده.
جوری که
هیچکس بهش اهمیت نمیده..
از دست زندگی خسته شدهام.
هرقدر به مسخرگی میگذرانم میبینم نمیشود که نمیشود.
- فروغ فرخزاد