حس اون پرونده ای دارم؛
که نکته مهمش تو
صفحه آخر ،
خط اخر پاورقی،
ریز نوشته شده.
جوری که
هیچکس بهش اهمیت نمیده..
از دست زندگی خسته شدهام.
هرقدر به مسخرگی میگذرانم میبینم نمیشود که نمیشود.
- فروغ فرخزاد
با خود می جنگید و از خود شکست میخورد و بر جسد خود می گریست.
جنگ های او درونش بود و دیگر توانی برای جدال با جهان برایش باقی نمیگذاشت.
باید بگویم خیلی سخت است که در دنیای به این بزرگی کسی نباشد که حرفهایت را همانطور که هست بفهمد، نه آنطور که میخواهد.