از دست زندگی خسته شدهام.
هرقدر به مسخرگی میگذرانم میبینم نمیشود که نمیشود.
- فروغ فرخزاد
با خود می جنگید و از خود شکست میخورد و بر جسد خود می گریست.
جنگ های او درونش بود و دیگر توانی برای جدال با جهان برایش باقی نمیگذاشت.
باید بگویم خیلی سخت است که در دنیای به این بزرگی کسی نباشد که حرفهایت را همانطور که هست بفهمد، نه آنطور که میخواهد.
از رنجی به رنجی دیگر کوچ کردیم بدون فکر این که غم از بین رفتنی نیست با ما همراه است