No̶t̶h̶i̶n̶g̶ ִֶָ
* با خِرد گفتم که مشکلتر ز مُردن چیست ؟ گفت : « صحبت ِجمعی که نتوان همچو آنان زیستن . . ! »
<..>
در جهانی که پُر از همهمه احمقهاست
تو فقط خیره بمان بر ره خود هیچ مگو ..!
؛
حرف نزدن دلهرهای بود ،
و حرف زدن و درست فهمیده نشدن
دلهرهای دیگر :)))