درود بر روزهای پر بار دانشگاه و درس های تخصصی
درود بر عمو ون ای های مهربون و گوگولی 🚌
این ایرانی با پرچم اسرائیل
بی ناموسه هم داستان داره
اقا اینا خودشون هشتگ
بی ناموسی خیلی کول ِ و این داستانا رو میزدن...
فکر نکنم خیلی دردشون بیاد بیناموسا
امروز به طرز عجیبی با اینکه اوضاع عمومی و شخصیم مناسب نبود اما کلاسا، اومامیا ... 🤌
خیلی عجیبه که یهو سر از ترم 3 درآوردم!
اصن نمیدونم اینجا چیکار میکنم و دو ترم قبل رو چجوری گذروندم...
هنوز که هنوز بخش هایی از دانشگاه برام جدید و کشف نشده است و این اصلا خوب نیست!
من به شخصه خیلی ادم پر شر و شوری بودم، قبلا!
خیلی پر حرف، خیلی پر شور و کلا لیدر کلاس
اما امروز متوجه شدم دیگه اینجوری نیستم!
اینکه دلیلش چیه خیلی برام مهمه...
من دیگه سر کلاس ها خیلی حرف نمیزنم، حتی خیلی مزه هم نمی ریزم و خیلی شور و شعف و هیجان هم ندارم
امروز چند بار از خودم پرسیدم چرا و هربار یه جواب به ذهنم رسید...
پختگی، بزرگسالی، بی ذوق شدن، تجربه کسب کردن، گذر زمان و افزایش سن، بی علاقه شدن نسبت به بیشتر موضوعات گذشته، نداشتن حوصله برای بحث کردن با اساتید و هم کلاسی ها، افزایش اطلاعات، فرو کردن این مسئله توی ذهنم که کمتر حرف بزن و بیشتر گوش بده و هزارتا چیزه دیگه!
و همه ی اینا واقعا عجیب، خوب، وحشتناک و متفاوته