الحمدالله... ادم وقتی این اجتماعات رو انقدرررر شلوغ میبینه... خوشحال و امیدوارتر میشه ✨
شهرمون نصف شده فکر کنم...
چقدر غم انگیزه شنیدن این داستانا...
یکی و دو تا هم نیستن...
هر کدوم شون جدا دل ادم رو به غم می کشونه...
ای بابا... خدا بهشون صبر بده...
عزیز هاتون رو بیشتر ببینید، بغل کنید، حرف بزنید...
هعی...💔
خدا دریا رو واسه موسی خشک نکرد... دو قسمت کرد...خدا قرار نیست سختی و درد و رنج رو برای تو از بین ببره... بلکه اون یه راهی رو بین درد و رنج ها برات باز میکنه! پس اگه دنبال رهایی و راحت شدنی، منتظر سختی و چالشی که همراهش هست باش ✨☁️
و دوباره این ما هستیم و وداعی دیگر...
شهر سوخته جان من که در تمام روزهای انقلاب،مردی را داشت تا او را به دست
خاک پاکش بسپارد...
شهادت تان مبارک مردان خدا 🌹💔
نبودن شما غم انگیز و ناباورانه است اما
شهادت برازنده ی جز شما نیست...
دل تنگم بشو...
من که بسیار در افکارم به تو نگاه میکنم
عزیزدلم...
هنوز دوستت دارم...
بیصدا و آرام و در سکوت...
به دنبال تو میگردم و چشم به راهت هستم...
اگر روزی مُردم...
بسیار من را یاد کن...
ای کاش آنقدر شجاع بودم که بار دیگری
تو را در آغوش بگیرم و اشک بریزم...
من که بیش از تمام آنهایی که دوست
شان داری، دوستت دارم، نگرانت هستم!
شاید سرنوشت این باشد که بمیریم و مرگ،
دوباره ما را به آغوش هم بازگرداند...
برای من زیاد گریه کن!
بسیار اشک بریز زیرا من اشک
هایم را در دوری تو، تمام کردم...
مبادا که بخواهی اشک های بیشتری
از من بگیری...
مبادا تو زودتر از من بروی...
من دیگر اشک برای ریختن ندارم...
اینبار، جانم را از چشمانم بیرون میریزم...!
"بی.مخاطب"