دولت آمریکا «قانون اختیارات جنگی» این کشور را که ادامه هر اقدام نظامی را ملزم به اجازه از کنگره میکند نیز تفسیر میکند.
آن وقت مذاکره کننده باهوش ایرانی گمان میکند این جماعت قرار است بنشینند پشت میز و مدیریت هرمز یا حق هستهای ایران یا هر چیز دیگری را به رسمیت بشناسند.
عاقل باشید و کار درست را انجام دهید. این رویه تکراری فقط ایران را ضعیف میکند.
@Nucleader
این را میفهممکه به مادرخرج (رئیس دولت) دارد فشار میآید: دهها شرکت و کارگاه تولیدیات را زدهاند و هزاران نفر بیکار شدهاند. تامین نیازهای مملکت در شرایط تحریم سخت که بود، اینهمه خسارت و اینهمه دهان باز هم شده قوز بالای قوز. بدجور به سختی افتادهای. به فکر راهی هستی که مخارج را کم کنی.
دو بار موقعی که داشتهای برای پیدا کردن راه دررو مذاکره میکردهای به تو خیانت کردهاند. بدبختی هم این است که طرف دعوایت خود کدخداست: دادگاهی که قرار است دادگاه صالحه باشد توی مشت اوست، از قضات گرفته تا دادیار و دادستان و... همه حقوقشان را از او میگیرند، شاهدان دادگاه هم همه با او هستند. در یک کلمه هیچ تضمین حقوقیی درکار نیست.
نظامیانت رفتهاند سراغ گرفتن تضمین عملی: تنگه را بستهاند. حرفشان این است که ما دستمان برای گرفتن تضمین حقوقی به جایی بند نیست: توافق هم که بکنند میزنند زیرش. بگذریم که اساسا به فکر توافق نیستند، میخواهند نابودمان کنند. مذاکره بهانهای برای سرگرم کردنمان است. این را در دوبار قبلی عملا نشان دادهاند. پس باید به جای تکیه بر تضمین حقوقی، تضمین عملی داشته باشیم: تنگه را میبندیم و مجبورشان میکنیم به خواستهمان تن بدهند. اینجوری هرچه هم بزنند تاوقتی تنگه بسته باشد از جیبشان رفته. آخرش مجبورند امتیاز بدهند. دیروزود دارد، اما سوخت و سوز ندارد. بعد که دردشان آمد و کارد به استخوانشان رسید، یک تحریم برمیدارند، یک امتیاز میگیرند. آن هم نه هر امتیازی: دست ما بالاست: فشارشان میدهیم، بیچارهشان میکنیم. نمیگذاریم یک قطره نفت به غرب و همپیمانان کدخدا برسد.
به ما فشار میآید؟ البته، ولی چاره چیست: دو بار این راه را رفتهایم و دل به گرفتن تضمینهای حقوقی از کدخدا خوش کردهایم و فریب خوردهایم چندبار باید از یک سوراخ گزیده شویم؟
تجربهٔ دویست سال گذشته میگوید تاوقتی بتوانند با اعمال زور و از راه نظامی پیروز شوند رو به دیپلماسی نمیآورند. دیپلماسی همیشه مال وقتی بوده که نتوانسته باشند کاری بکنند. همیشه هم ایرانیها را در رودربایستی گذاشتهاند: خاطرات سفرایشان سرشار از گرو گرفتن روحیهٔ تعارفی ما ایرانیهاست: مثل گدایی که انسانیت و دلرحمی تو را گروگان میگیرد و دائم از تو سوء استفاده میکند.
با همهٔ این تفاصیل حالا در بار سوم هم وقتی فشار بهشان آمده و گلولهها ته کشیده، دوباره حرف مذاکره را پیش کشیدهاند. گفتهاند اصلا مبنا هم حرفهای تو باشد. بیا مذاکره. گفتهای: باشد؛ یک امتیاز میدهیم یک امتیاز میگیریم. اما بعد در همان اولین قدم مذاکره طرف دوباره یادش رفته متقاضی است. نشسته در موضع طلبکار.
قاعده این است که تو فشار را مضاعف کنی و بزنی پدرش را دربیاوری. یعنی هنوز گمان میکنی اگر میتوانست سلاح اتمی بزند تا الان دست نگهمیداشت؟
پنج کشور حاشیهٔ جنوبی و یک کشور حاشیهٔ شمالی کشورت به او پایگاه دادهاندکه تو را بزند و هنوز هم تهدیدت میکنند. تو تا همین جا هم آقایی کردهای . خیلی اخلاقی رفتار کردهای که جنوب خلیج فارس را به هفتصدسال قبل برنگرداندهای. کاپ اخلاق مال توست. اما کسی کاپ اخلاقت را به چیزی نمیخرد. تو تضمین حقوقی نداری و هرگز هم نمیتوانی داشته باشی: هرگز. این پنبه را باید از گوشت دربیاوری. راه حل فقط و فقط گرفتن تضمین عملی است. یعنی سفتتر فشار دادن گلوی تنگه. یعنی گرفتن خون! محاصرهای؟ باش. این اوست که زودتر صدایش درخواهد آمد نه تو. فقط شش ماه طاقت بیاور. شش ماه! سخت است؟ مردمت که در میدانند. مگر نه اینکه بهانهات همیشه مردمت بودند؟ آنها حرفی ندارند. مگر اینکه تو بخواهی دو بخششان کنی و با بخش اول به بخش دوم فشار بیاوری!
اما حالا خبر میآید که تو داری سعی میکنی حریف را درک کنی! میخواهی به او تضمین بدهی که: بازی برد-برد است، نترس و وابده.
چرا؟ مگر تو زیر میز زدهای که حالا درکش کنی؟ مگر تو دائم در مذاکرات از این شاخه به آن شاخه پریدهای که حالا درکش کنی؟ چرا میخواهی امتیازاتی را که در جنگ نگرفته، مجانی تقدیمش کنی؟ موشکهایت رو به اتمام است؟ یا مردمت خسته شدهاند؟ کدام؟
تا حالا معامله نکردهای؟ این منتکشی تو شیرین کردن مال حریف است. نمیفهمی؟ چرا باید حریفی که تقاضای مذاکره داشته، حالا شاهد تقاضای تو باشد؟ من نگران جنس گرانی که داری به ثمن بخس میفروشی نیستم، تو داری عزت و شرف یک ملت را در ازای آوردن نان و ماست سر سفرهشان معامله میکنی. ملتی که خودش میگوید حاضر است سنگ به شکم ببندد و این گرسنگی را تحمل کند. حواست هست؟
از کانال خاویه در بله
@Nucleader
با مدیریت شاهکار دولت، خانواده ایرانی باید با سفر هم خداحافظی کند.
بنزین آزاد ۵هزار تومانی از کارت شخصی حذف شده. بنزین ۳هزار تومانی از ۱۰۰ لیتر به ۷۰ لیتر کاهش پیدا کرده است.
حالا اعلام شده که بنزین جایگاه فقط مخصوص ایام اضطراری است و مردم باید با کارت شخصی بنزین بزنند. عملا با این وضعیت ۱۳۰ لیتر بنزین ماهانه موجود در کارت، اجازه یک مسافرت خانوادگی را نخواهد داد.
دولت تمام تلاش خود را برای فشار به مردمی که پای کشور ایستادهاند را به خدمت گرفته است.
@Nucleader
شهید رجائی صریح گفت من طرفدار حزبالله هستم. بنده همان وقتیکه این حرف را از رجائی شنیدم، که در تلویزیون و رادیو داشت سخنرانی میکرد و من هم داشتم میشنفتم، با خودم گفتم که این مرد، عقل و دین را با هم آمیخت؛ چون یقین است که در یک جامعهای که سالیان درازی با حکومت تبعیض زندگی کرده، در آنِ واحد، دل همهی مردم را نمیشود بهدست آورد؛ باید انتخاب کرد، و رجائی انتخاب کرد؛ همان چیزی که در آن فرمان معروف امیرالمؤمنین علیهالسّلام به مالک اشتر بود که به عامّهی مردم و به تودههای مردم رو بیاور و آنها را بطلب، آنها هستند که دلشان با خدا آشناتر و مأنوستر است، بیشتر در خدمت اهداف خداییاند، دنبال خواصّ مردم و گروهها و قشرهای ویژه نرو. عامّهی مردم هرجا هستند، آنجا اهداف الهی قابل پیاده شدن و تأمین شدن است و رهبران اسلامی این را همیشه به ما توصیه کردهاند.
شهید سید علی خامنهای
۸ شهریور ۱۳۶۲
@Nucleader
نیوکلیدر
شهید رجائی صریح گفت من طرفدار حزبالله هستم. بنده همان وقتیکه این حرف را از رجائی شنیدم، که در تلو
همهی افراد ملت و جامعه را باید خدمت کرد؛ اما مراد عمدتاً طبقهی محرومند که باید مورد توجه خاص برای خدمت قرار بگیرند؛ به دو دلیل: اولاً چون احتیاجشان بیشتر است و عدل این را اقتضا میکند؛ ثانیاً چون پشتیبانی آنها از نظام، جدیتر و همیشگیتر است و از اول اینطور بوده است.
در جبههها چه کسانی بودند؟ نسبتها را ملاحظه بکنید؛ خیلی از این پولداران، از این مرفهان جامعه، از این بیدردها و بیاحساسها، هشت سال جنگ آمد و رفت، اما اینها جنگ را حس نکردند؛ همان غذا، همان راحتی و همان آرامش! اگر چهار روز هم آن شهر مورد تهاجمی بود، سوار ماشینشان میشدند و به یکجای دیگر میرفتند و راحت استراحت میکردند؛ نفهمیدند که بر سر این مملکت چه گذشت!
اینها آن مردمی نیستند که دولت و دستگاهها باید برای خدمت به آنها خودکُشان کنند.
نه، آنکس که جنگ و بمباران و محاصرهی اقتصادی و کمآبی و کمبرقی و گرانی و سایر مشکلات را با همهی وجود در این ده، دوازده سال احساس کرده، در درجهی اول او باید مورد توجه باشد. مردم که میگوییم، یعنی اینها ؛ همان عامهیی که امیرالمؤمنین(سلاماللَّهعلیه) در آن فرمان تاریخیشان به مالک اشتر فرمودند که عامه را داشته باش، خاصه را رها کن. عامه، یعنی همانهایی که در جنگ با تو هستند، در مشکلات با تو هستند، سختیها را با تو تقسیم میکنند، غم تو را از دلت میزدایند، خودشان را سپر بلای تو قرار میدهند و صادقند؛ نه عافیتطلبهای پُررویِ پُرخورِ پُرخواهی که هیچوقت هم قانع نمیشوند. تا وقتی که خیری به آنها برسد، تو را میخواهند؛ به مجرد اینکه ذرهیی کم شود، رویشان را برمیگردانند.
شهید سید علی خامنهای
۲۳ مرداد ۱۳۷۰
@Nucleader
اقدامات امروز ایران در تنگه هرمز مایه افتخار است. این از معدود دفعاتی است که ما کنشی جدی انجام دادیم و طرف مقابل را مجبور میکنیم تصمیم به انتخاب نوع واکنش خود بگیرد.
@Nucleader
نیوکلیدر
اقدامات امروز ایران در تنگه هرمز مایه افتخار است. این از معدود دفعاتی است که ما کنشی جدی انجام دادی
بندر فجیره در آتش دخالتها و همراهی حکام شیخنشین امارات با شیطان در حال سوختن است.
به امید بازگشت این منطقه به تنظیمات کارخانه.
@Nucleader
مگر نهاینکه در روز آتشبس اعلام شد ترامپ شروط دهگانه ایران را پذیرفته؟ پس پیشنهاد ۱۴بندی امروز چیست؟
اگر آنموقع نپذیرفته بود، چرا دروغ میگفتید؟
اگر ترامپ آن روز قبول کرد و حالا زیرش زده، چرا اصرار دارید با کسی که به سادهترین تعهدش عمل نمیکند، مذاکره را ادامه دهید؟
@Nucleader
سه هفته بعد از آتشبس و خواندن مباحث فراوان نواصولگرایان، بگذارید یک چیز رو صریح و رک بگم:
شور و شعف بخشی از اصولگرایان شیفته رییس مجلس برای خوشحالی نسبت به مذاکره با آمریکا بعد از قتل رهبر انقلاب، از کسانی که بعد از برجام بیرون ریختند و رقصیدند بیشتر است. بحث با بخشی از اینها چیزی شبیه به بحث با طرفداران پهلوی است. اگر آنها منطق سرشان میشود، اینها همخواهد شد.
همینها یک هفته قبل داشتند توییت روسای قوا که «تندرو و کندرو» نداریم رو استوری میکردند و اکنون باز سراغ ادبیات همیشگی خود رفتند.
در دفاع از مذاکره سراغ منطقی میروند که اصلاحطلبها بیش از دو دهه دکترای اون رو داشتند و نتیجهش جنگهای سال ۱۴۰۴ بوده. حالا این سیاستبازهای تازه سر از تخم درآورده دوآتشه، برای ما تز «مخرب بودن جنگ» و «زیانهای کشور» میدهند و بعد از همه این تجارب دو سه سال اخیر به ما یاداوری میکنند که جنگ خوب نیست، سازش خوب است.
اینکه میگوییم اینها هویت ندارند از همینروست. مگر شما ادعا ندارید که ولایتمداریم؟ مگر رهبر شهید بارها نگفت هزینه مقاومت کمتر از سازش است؟ الان که مدام دارید ضررهای اقتصادی جنگ را به رخ ما میکشید که تازه آن هم رهاورد مذاکره است!
وقتی آنها را به همان رهبری که مدام ادعایش را میکنند ارجاع میدهی، از او یا یک چهره بلانسبت منافق میسازند که به مردم چیزی میگوید و به مسئولین دستور دیگری میدهد و یا دست به روایتسازی برخلاف صحبتهای صریح رهبر شهید و رهبر فعلی میدهند.
آن چند سخنرانی آخر رهبر شهید و ان مثلی لایبایع یزید هم لابد چیزی مثل تعریف اهل تسنن از «من کنت مولا» است که میگویند منظور پیغمبر «دوست» است.
اقامجتبی هم لابد بیجهت در پیام روز خلیج فارس از پاسداری از هستهای و... میگوید.
این راهی که شما تازه اول مسیرش هستید، اصلاحطلبها سه بانده اسفالت کردند و تا تهش رفتند و رهبر شهید عمرش را گذاشت که بفهماند با آمریکا نمیشود اینطور رفتار کرد.
شما هم خواهید دید. فقط زمان لازم است
و شاید یک رهبر شهید دیگر.
@Nucleader
اینها که چهل روز جنگ در سوراخ موش قایم شده بودند، حالا که بوی «مذاکره» به دماغشان خورده، دوباره زبانشان دراز شده است.
جالب اینجاست که نگاه اینها به مردم خیابان و مذاکره با امریکا و.. با نگاه اصولگرایانی که در توییتر پلاساند و ادعای انقلابی بودن دارند، یکی است. هر دو مردم کف خیابان را مزاحم میبینند، مدام به آنها لگد میزنند، تندرو میخوانندشان و معتقدند اینها باید خفه شوند تا با کدخدا بست!
@Nucleader