eitaa logo
شماره 1
113 دنبال‌کننده
422 عکس
160 ویدیو
5 فایل
نمی‌دونم؛
مشاهده در ایتا
دانلود
🧑🏻👩🏻‍🦱 😎 👕👚 🦺 👖👖 👖
Sopor AeternusSopor-Aeternus-No-one-is-there.mp3
زمان: حجم: 1.6M
💬 | https://eitaa.com/Number_One_Chanel/1699 بفرست ببینمش فقط یه بار گوش می‌کن ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ فقط یه بار
شماره 1
#پاره_متن دل کندن از تخت برایش سخت بود. به زور دستش را بلند کرد و روی ساعت کوبید. ساعتی که از نظر
کم تر سوار مترو می‌شد، البته قبل از این که آناهیتا روبه‌رویش بنشیند، البته او که هنوز نمی‌دانست، این بار مترو عجیب بود، با این خلوت و خالی، مترو شروع به حرکت کرد، می‌خواست چشمانش را ببندد که صدای باز شدن درها آمد. فقط یک نفر وارد شد، یک زن که کلاه لبه دارش چهره‌اش را پوشانده بود، لباس زرشکی و توری روی آن، دستکش ها... برایش آشنا بود. زن روبه‌رویش نشست. احساس کلافه‌گی و گیجی می‌کرد. همه چیز به طرز مشکوکی شبیه خاطراتی بود که تا به حال آنها را تجربه نکرده بود‌. زن که سرش را بالا آورد چهره‌اش معلوم شد، چهره‌اش را که دید او را شناخت، آناهیتا بود. صدایش کرد، مترو با تکان شدیدی ایستاد، ناگهان همه چیز تیره شد چشمانش را که باز کرد مترو پر از آدم بود، داشت خواب می‌دید. دخترکی جلویش ایستاده بود، موهای بافته‌ شده‌اش را از زیر روسری روی شونه‌هایش انداخته بود. دختر به او خیره شده بود، او هم به دخترک. - عمو پولش رو بده دیگه! به دست‌هایش خودش نگاه کرد که آدامسی بینشان لم داده بود، دوتا ده تومنی درآورد و به سمت دختر گرفت. - اینا سی تومنن. یک دهی دیگر از کیف پولش بیرون کشید. دخترک پول‌ها را گرفت، از جایش تکان نخورد. با قیافه‌ی مسخره‌ای به او نگاه می‌کرد. حال نداشت از او چیزی بپرسد. اما دخترک پرسید: - اسمم رو از کجا می‌دونستی؟ - اسمت؟ - صدام کردی! - نمی‌دونم. این را که گفت به فکر فرو رفت. خودش هم نمی‌دانست به چی‌ فکر می‌کند، شاید هم نمی‌خواست فکر کند، خواست به دخترک نگاه کند، اما دیگر روبه‌رویش نبود، به نقشه نگاه کرد، باید در این ایستگاه پیاده‌می‌شد. دست گرمی
هدایت شده از مَلال -
اینقدری که شبا دلمون گرفت، خوابمون نگرفت.
دلم می‌خواد توی استودیو ی مستر بیست باشم
اون کسی که هر یه ساعت یه جمله‌می‌ذاره تو چنلش که ثابت کنه خواب نداره😂
آخ آخ این فیلمم محشر بود
من احمق‌ام
من خیلی احمقم
روزگار عجیبه عجیب تر از تمام عجایبه