eitaa logo
شماره 1
113 دنبال‌کننده
422 عکس
160 ویدیو
5 فایل
نمی‌دونم؛
مشاهده در ایتا
دانلود
رنگ ها بیرون مدرسه هستن
کشف کردم تو مدرسمون استخر هم داریم
هرکسی تا ساعت ۲۱ امشب بگه من در این لحظه چه کسی رو دیدم، یه میلیون دلار پول بهش می‌دم @ooqpdbodbqpoo
انقدر ذوق کردم حواسم نبود چی‌مینویسم
شماره 1
هرکسی تا ساعت ۲۱ امشب بگه من در این لحظه چه کسی رو دیدم، یه میلیون دلار پول بهش می‌دم @ooqpdbodbqpo
خب چون تا الان کسی نتونست بگه، از الان به بعد هم نمی‌تونن بگن. باورم نمی‌شد که توی ایران، برای بار دوم شیزوکا میازاکی رو ببینم. و اصلا باور نمی‌کردم که منو بشناسه. شبیه یه رویا بود.
دوباره از جمعه غرنتینه می‌شم 🤧 یه دوران وصف نشدنیه.
نمی‌دونم چرا تا مینویسم پاره متن تو ذهنم این صدا می‌پیچه: "آناهیتا، چرا رفت، چرا باید تنهام میذاشت؟ مگه نگفته بود برای منه؟" و من نه آناهیتا رو میشناسم و نه اونی که آناهیتا رو از دست داده. فقط مینویسم. دست خودم هم نیست. خیلی عجیبه.
دلم میخواد اتوبوس به خونمون نرسه. همین‌جا، جام خیلی خوبه.
هرچقدر بیشتر می‌گذشت، بیشتر نبود آناهیتا را حس می‌کرد، نه روانشناس می‌توانست کاری برایش کند و جابه‌جایی و تغییر دکوراسیون. برای همین سمت سیگار هم نرفت چون می‌دانست آن هم کاری برایش نمی‌کند. دیگر نمی‌دانست چرا دارد زندگی می‌کنند. وقتی می‌خوابید هیچ دلیلی برای بیدار شدنش نبود جز خستگی از خواب. یک روز بود که داشت به سمت کاناپه های سبز رنگ میرفت که چشمش به آینه خورد. روبه‌رویش ایستاد اما کسی را ندید. شاید چون چشمی برایش نمانده بود. آناهیتا می‌گفت: - گریه کردن بد نیست، ولی تو یه طوری گریه میکنی که باید چشمات رو از روی زمین جعم کرد.
میشه ولی سخته