eitaa logo
شماره 1
112 دنبال‌کننده
430 عکس
162 ویدیو
5 فایل
نمی‌دونم؛
مشاهده در ایتا
دانلود
تاحالا شده از دست پشه فرار کنید؟ اونم نصف شب؟ تاحالا شده با این که گرمتونه، برید زیر پتو، که نیش نخورید؟
بعضی وقتا آدم نمی‌تونه به بقیه بگه. خیلی سخته. می‌دونید، وقتی یه نفر می‌میره، همه جور استدلالی می‌سازید که بگید زندست. داره شوخی می‌کنه. دیگه نمی‌خواد حرف بزنه، مگه مرده‌ها پیام رو سین می‌کنن؟ مگه می‌شه یهو دیگه نباشه؟ آخه فقط شونزده سالش بود. جنگ؟ انفجار؟ مگه آتش بس نبود؟ مگه نگفته بود بدون، خدا حافظی نمی‌ره؟ چرا هیچ اعلامیه ای ازش پیدا نمی‌کنم؟ اصلا این آدم واقعی بوده؟ یا فقط یه اسم بوده. مثل رزیتا. واقعا دیگه نیست؟ الان من رو می‌بینه؟ باید بهش بگم شهید؟ باید براش غمگین باشم؟ خوشحال؟ باید با بقیه صحبت کنم؟
توی این مدت، تنها دلیل لبخندم، کانون بوده. خوشحالم که هست
اونجا که شهریار میگه: گر مرا ترک کنی من زِ غمت میسوزم ، آسمان را به زمین جان خودت میدوزم ، گر مرا ترک کنی ترک نفس خواهم کرد ، بی وجود تو بدان خانه قفس خواهم کرد...
7.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💬 همه اومدن فقط تو نیستی بابا، نمی‌خوای بیای؟ 🎥 | «نماز شکسته» ▫️کارگردان: سیدمحمدحسین حسینی ▫️محصول ▫️با حمایت 📍 تماشای نسخه باکیفیت 🎬 @soureh_cinema
کوچه‌هایی، مخصوص قدم زدن، در حوالی نیمه شب... کوچه‌هایی همرنگ گذشته‌ای که بوی خاک می‌دهند... ره‌گذران: نسیم سکوت تاریکی و او هم‌قدم: تنهایی
گفت:(اگر مُردی، به خوابم بیا، امشب) شب شد، می‌خواست بیاید، اما، نیامد، خواب به چشمانش... تا بیاید...
کتاب شعر را نباید از اول خواند. از وسط باید باز کرد،..
بطالت جلسات نیمه‌شب...
شماره 1
این موقع صبح...
داشتم دنبال سوژه می‌گشتم برای کاری، نیم ساعتی طول کشید و هیچی نیومد رو کاغذ. با خودم گفتم جدیدا چقدر خنگ شدم. داشتم دنبال علت می‌گشتم که چشم خورد به نوار پایین ویندوز. داشتم برای یه کلیپ راش جمع می‌‌کردم. داشتم تدوین یه کلیپ دیگه رو هم می‌زدم. داشتم دنبال آهنگ می‌گشتم برای یک کلیپ دیگه. داشتم ۶۰۰ تا راش رو آرشیو می‌کردم. داشتم برای یه‌ کلیپ دیگه نریشن می‌نوشتم. داشتم برای خاتم بارش فکری می‌کردم. داشتم داستان کوتاه هفته‌ی بعدی باشگاه رو می‌نوشتم. داشتم دد تایم می‌چیندم از جاهایی که باید می‌رفتم. و... نظرم عوض شد، چون فکر کردن به تمام اینا سردرد آور بود.