eitaa logo
شماره 1
111 دنبال‌کننده
431 عکس
163 ویدیو
5 فایل
نمی‌دونم؛
مشاهده در ایتا
دانلود
دارم باهاش تدوین می‌زنم، ولی غرق می‌شم توش. وقتی به تدوین فکر می‌کنم که آهنگ به تهش رسیده
هدفونم رو جا گذاشتم😭
صدایم می‌لرزید: - در جاده بودیم. به سمت مرز مشترکمون با ترکیه. مادرم با پدرم بحثش شد. شیشه‌ی جلو شکسته بود و باد صدایشان را می‌برد. قبل از آن اتفاق، تنها فریاد پدرم بود که بلند تر از باد بود و توجه ما را جلب کرد... به مادرم نگاه کردم که ببینم چه شده. صدای باد بیشتر شد... مادرم درِ سمت خودش را باز کرده بود. یک لحظه بود، اما وقتی در چشمانش نگاه می‌کردم که پر از اشک بود، لحظه‌ها کش آمدند... ادامه بدیم؟
داشتم فک می‌کردم. به مرگ. این که توی هر ثانیه، دو نفر می‌میرن. و ما بهش توجهی نمی‌کنیم. تا این که... یه پیام بهت بدن و بگن دوستت تو آسموناس
شماره 1
داشتم فک می‌کردم. به مرگ. این که توی هر ثانیه، دو نفر می‌میرن. و ما بهش توجهی نمی‌کنیم. تا این که...
وقتی داشتم به این چیزا فکر می‌کردم، اومد که، ... یا از اول دل به رویایی نبند یا بر این رویای ویران گریه کن ...
ولی من، دل به رویا نبسته بودم. به، گمونم
مزدزوزخ میدیش نبوبنبابق ناکاش. یاراواط ماتاشاوان هاک اابایاز ماه هاناواتاب هاناواخاب. مزدزوزخ میدیش نبوبنبابق ناکاش. هاراااباواد یایاااهانات وار ااهانات ماتاشاااذاگ. مزدزوزخ میدیش نبوبنبابق ناکاش. لاثام نایاماه نااالاا. هاک ماراااد تاااساااساحاا مایاصاخاش راوا راد یاهایااال ماتافاه مارااایام هاک هابیاتاحااار، راتاشایاب دااارافاا ناناواتایام شاناناواخاب. مزدزوزخ میدیش نبوبنبابق ناکاش. ...االاصاا ااب ناواناااق یاناکاش داواب هاک اابایاز ماااداص وار دایاناش. ساپ های راااب هاگایاد، ناواناااق راااذاگ، ناواناااق یاناکاش هاناکایام. ازب نیم تبببحبص ناک.
هیدرولوژیکال (Hydrological) نویسنده: تاد مرسر دوش طبقه بالا؟ فشار خوبی دارد تا وقتی که تبدیل به نم نم می‌شود. آبکشیِ ناقصِ کف از روی یک چشم. این زندگی است، وقتی که سیفون طبقه پایین کشیده می‌شود.
چشمانم را می‌بندم و روی خط نابینایان راه می‌روم. بیشتر از هر وقت، نسیم را حس می‌کنم. صدای آمدن و رفتن ماشین‌ها. بوی رطوبت چمن و شکوفه‌ها. از تلوتلو خوردن لذت می‌برم و روی برجستگی های کاشی ها تمرکز می‌کنم...