#پاره_متن
تنهایی
زمانی دوستم بود
رفیقم شد
زمان زیادی خوش بودیم
تا او آمد.
تنهایی دور شد.
او کمی ماند.
تنهایی از دور نگاهمان میکرد.
بهتر بود.
تا آو رفت.
تنهایی برگشت.
در آغوشم کشید.
سرد بود.
دیگر دوستش نداشتم.
تنهایی ناراحت بود.
مرا هم ناراحت میکرد.
انگار که قهر باشد.
همیشه همراهم بود.
ولی مثل قبل نبود که احساسش نکنم.
ای کاش او یا میماند،
یا نمیآمد.
امروز بدترین روز بود
و سعى نکن منو متقاعد کنى که
تو هر روزى لحظات خوبى هم پیدا میشه
اگه با دقت نگاه کنیم
زندگی دشواره
با اینکه
خیلی وقتا اتفاقات خوبى هم میافته
شادى و خوشبختی وجود نداره
و این درست نیست که
خیلی چیزها به خود ما ربط داره
مطمئن هستم تو هم موافقى که
محیطى که توش هستیم
تأثیر مستقیم داره روى
رفتار ما
همه چیز در کنترل ما نیست
و تو هرگز از من نخواهى شنید که
امروز روز خوبى بود!
شماره 1
امروز بدترین روز بود و سعى نکن منو متقاعد کنى که تو هر روزى لحظات خوبى هم پیدا میشه اگه با دقت نگاه
این متن جالبه.
حرف من نیست