یه بار یکی از بچهها به من گفت،
انقدر دلم میخواد اتبوس های بالا شهر رو سوار شم،
بعد ادامه داد
چیه اتبوسای ما اصلا تنوع انسانی نداره.
گفتم وا! مگه چه فرقی داره!؟...
از وقتی دارم اتوبوس های سمت جمکران و... رو سوار میشم، حس میکنم چی میگه.
البته بیشتر این رو حس میکنم که من یه عمر اتبوس هایی رو سوار میشدم که همیشه کولر میگرفتن، صندلیهاشون پارچه داشته.
رانندههاش خوشاخلاق بودند و...
خدا را شکر میکنم.
ما هیچ وقت فکر نمیکنیم که چقدر خوشبختیم.
همیشه افراد بالاتر از خود را ملاک خوشبخت بودن قرار میدادیم...
خلاصه که...
خدا ما را ببخشد
شماره 1
یکی از تنها خوبیهای مدرسهمون
داشتم این رو مینوشتم که یه نفر اومد شروع کرد بریدن درخت ها