باید اعلام کنم که من و ایگی چندروزه داخل اپیک غرق شدیم.
شروع کردیم از اول دیدن(البته اول اون بعد من) و گوش کردن و باید بگمچشنسپستپسو
من این شاهکارو قبلا نصفه نیمه گوش کرده بودم ولی الانشپمشپسکس
شماره "۱"
باید اعلام کنم که من و ایگی چندروزه داخل اپیک غرق شدیم. شروع کردیم از اول دیدن(البته اول اون بعد من)
و خورخه وای خورخه عالیهههسهچشنشپست
خلاصه قراره واکنشهای شدیدی از جانب من به داستان/ شخصیتها/انیماتیک/معنی/ کست/ و خلاصه همه چی امیک داشته باشیدشپنسپشتس
Can you remember the rain
You left me for somebody else now
I must face life by myself
برایم اهمیتی ندارد. برایم اصلا اهمیتی ندارد که در هوای موردعلاقهام رهایم کردی، خیال میکنی من نیز در آن روز همچو باران بالای سرم باریدم؟ خیال میکنی وقتی خودم را تنها دربرابر زندگی یافتم، مانند رعد فریاد زدم و مثل شیشه در لرزهی تندر، شکستم؟
آری درست خیال میکنی.
میتوانی باران را به یاد آوری؟ تو مرا در باران به قتل رساندی.
در هوای موردعلاقهام.
امضا توسط شماره "۱"
I think I'll take my whiskey neat
My coffee black and my bed at three
You're too sweet for me.
تو زیادی خوبی، زیادی برای تلخی من شیرینی تو زیادی سفیدی.
تو زود میخوابی و در قهوهات شکر میریزی، مسئله این نیست که من کیستم و چه میکنم مسئله این است که تو کیستی،
بذار بگویم. تو خیلی خوبی.
وقتی میگویم لیاقتت را ندارم یعنی هر شب را با چشم خیس به تخت خواهی رفت، یعنی هر روز باید بطری ویسکیهایم را جمع کنی.
من شرابم را خالص میخورم، من از تلخی هراسی ندارم، اما تو شیرینی.
این به خاطر خودت است.
امضا توسط شماره "۱"
Do you wanna meet all my mosters? Think youre tough? I know drive you bankers.
من انتهای جنونم، من خود دیوانگیام، مجنون منم نه عاشق لیلی.
چاقو اسباببازی من و خون برای من آب است پس به قدرتت نناز چون هیولاهایی که در من زندگی میکنند میتوانند تو را درسته ببلعند.
هیولاهایی که من رامشان میکنم انتهای بی رحمی و خطرند، پس به من بد نکن چون تقاصش را قلبت خواهد داد، در میان دندانهای هیولاهای من.
امضا توسط شماره "۱"
Go ahead and cry, little girl
Nobody does it like you do
I know how much it matters to you
I know that you got daddy issues
And if you were my little girl
I'd do whatever I could do
I'd run away and hide with you
I know that you got daddy issues, and I do too.
بیشتر از آنچه که میپنداری تو را درک میکنم. پس آغوش من برای اشکهای صادقانهات تا ابد و یک روز باز است چون میدانم اشک ریختن در دستان خود، هنگامی که کسی را نداری یعنی چه.
من جای زخمها، کابوسها و پوست کنده شده در کنار ناخنها را مثل کف دستم میشناسم، من میدانم بی توجهی یعنی چه میدانم یتیمی وقتی پدرت کنارت نشسته یعنی چه.
پس شانههای من برای توست، در آنها احساس امنیت کن چون میدانم احساس ناامنی یعنی چه.
امضا توسط شماره "۱"