https://eitaa.com/hodaylin_emarat/1064 ویدی اگه خواستی خوشحال میشم شرکت کنی و همینطور ممبرا 🎀
~~~
فکر کنم دیر شده باشه_ شرمنده_
شماره "۱"
میگم چیزه من یه چندتا داستان کوتاه تو دست و بالم دارم. بفرستم اینج_؟
میخواستم چندین تا بنویسم همهرو یه کتاب کنم پی دی افشو یه پنج هزاری ده هزاری بفروشم_
(الان داستانا تکمیل نشدن و حتی نمیدونم اجازهشو پیدا میکنم یا استقبال میشه یا نه)
شماره "۱"
میخواستم چندین تا بنویسم همهرو یه کتاب کنم پی دی افشو یه پنج هزاری ده هزاری بفروشم_ (الان داستانا
ولی نیاز دارم بدونم خوبن یا بد_
شماره "۱"
میگم چیزه من یه چندتا داستان کوتاه تو دست و بالم دارم. بفرستم اینج_؟
چقدر جواب دادین مرث
شماره "۱"
به قول نِد توی کتاب ماه بر فراز مانیفست، زنده باد شب...)
تازه اینو به دو کا رسونده بودما
لعنتیعجومورتدب
هر از چندگاهی یادش میوفتم.
و چقدر احمق بودم که اونجوری فکر میکردم.
که چقدر احمقانه برای اون اینجوری نبود.
خیال میکردم میتونم تغییرش بدم، که پتانسیل بهتر شدنو داره. شاید اشتباهم همین بود. من چیزیو دیدم که میخواستم، نه چیزی که اون بود.
فقط چندماه بود، برای من چندسال ارزش داشت ولی برای اون حتی چندروز هم مهم نبود.