شماره "۱"
میگم چیزه من یه چندتا داستان کوتاه تو دست و بالم دارم. بفرستم اینج_؟
میخواستم چندین تا بنویسم همهرو یه کتاب کنم پی دی افشو یه پنج هزاری ده هزاری بفروشم_
(الان داستانا تکمیل نشدن و حتی نمیدونم اجازهشو پیدا میکنم یا استقبال میشه یا نه)
شماره "۱"
میخواستم چندین تا بنویسم همهرو یه کتاب کنم پی دی افشو یه پنج هزاری ده هزاری بفروشم_ (الان داستانا
ولی نیاز دارم بدونم خوبن یا بد_
شماره "۱"
میگم چیزه من یه چندتا داستان کوتاه تو دست و بالم دارم. بفرستم اینج_؟
چقدر جواب دادین مرث
شماره "۱"
به قول نِد توی کتاب ماه بر فراز مانیفست، زنده باد شب...)
تازه اینو به دو کا رسونده بودما
لعنتیعجومورتدب
هر از چندگاهی یادش میوفتم.
و چقدر احمق بودم که اونجوری فکر میکردم.
که چقدر احمقانه برای اون اینجوری نبود.
خیال میکردم میتونم تغییرش بدم، که پتانسیل بهتر شدنو داره. شاید اشتباهم همین بود. من چیزیو دیدم که میخواستم، نه چیزی که اون بود.
فقط چندماه بود، برای من چندسال ارزش داشت ولی برای اون حتی چندروز هم مهم نبود.
شماره "۱"
هر از چندگاهی یادش میوفتم. و چقدر احمق بودم که اونجوری فکر میکردم. که چقدر احمقانه برای اون اینجوری
نمیدونم میتونم فراموشش کنم؟
حس کردم از پشت خنجر خوردم.
به هرحال خوشحالم اینجوری شد.
شناختمش.
اینم یکی از دفعاتی که خدا نجاتم داد بود.
https://eitaa.com/HELLFIRE_CLUB16
عام
یاران قبلی
هلفایر دوباره تاسیس شد_
بازگردید به سوی خونهتون_
شماره "۱"
https://eitaa.com/HELLFIRE_CLUB16 عام یاران قبلی هلفایر دوباره تاسیس شد_ بازگردید به سوی خونهتون_
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا