عروسک چوبی؟
چرا شکستهای؟
عروسک چوبی من باید سالم و زیبا باشد. حالا که شکستهای نمیتوانم با تو بازی کنم. حالا زشت شدهای، چشمانت توخالیاند و ترک برداشتهای.
ترکهایت دستم را آزار میدهند.
چه شد که اینگونه شدی؟ اهمیتی ندارد.
دیگر دوستت ندارم.
عروسک را داخل سطل زباله انداخت و دیگر هیچگاه سراغش نرفت. و عروسک مانند دفعات قبل، به خاطر دختر یک ترک دیگر برداشت.
زیر لب زمزمه کرد:《مرا شکاندی و حالا رهایم میکنی.》
ترک آن دفعه زیادی بزرگ بود. از عروسک هیچ نماند...
هدایت شده از ایستگاه 34 🇮🇷
آره خلاصه
جهت جبران این همه تاخیر هم (آقا روم به دیوار روم سیاه، خدایی شرمنده-)
دیگه مکمل و مزایا شامل عکس و موسیقی هم میزنیم روش تقدیمتون میکنیم
اگه چیزی متممی مکملی چیزی هم بود خواستید روش بگیرید میتوانید بگویید روش براتون پست کنم-