eitaa logo
شماره "۱"
373 دنبال‌کننده
2.6هزار عکس
186 ویدیو
16 فایل
برای آنان که روزی میان صفحات کتابی جا ماندند، همان کسانی که این دنیا برایشان کافی نیست. باد حرف‌هات رو به من می‌رسونه🌬: نوشته‌ها یکم مرتب‌تر میرن اینجا: https://eitaa.com/bearskin_16
مشاهده در ایتا
دانلود
«پیتر جلو رفت و در حالی که به او دست می‌داد گفت:《من پیترم، همراه رقص دخترتون در مراسم امروز.》» حالم حال بابای نائومی😂 ~~~ 🤣🤣🤣عالی بود
و او را دوست داشت، حتی با وجود نابینایی‌اش، اما انتظارهایش بیش از حد بودند مامان بابای فردی سختگیر ترن یا نائومی؟ پ.ن: خیلی وضعیتشون شبیه همه. ~~~ مامان بابای فردی سختگیر ترن ولی نائومی بیشتر تلاش می‌کنه تا اونا رو راضی نگه دار در حالی که فردی اینطور نیست اوهوم_
پیتر او را به خودش فشرد:《واست سنگین آب می‌خوره، انگشترت، یادت که نرفته؟》 پیتر: استاد گندزدن به صحنه‌های رمانتیک😂 ~~~ 🤣🤣🤣
《ولی به نظرم اینطور نیست. حس می‌کنم چشمای دلتنگی داشته باشی، دلتنگ و غمگین... پیتر من می‌شنوم که تو می‌خوای امیدوار باشی... ولی می‌ترسی.》 چه قشنگ توصیف کرد. به نظرم پیتر از درون یه پسر کوچولوئه که منتظر اسپایکه. ~~ پسنسپشم دقیقا😭😭💔
نائومی چند دقیقه بعد گفت:《دوستت دارم.》 و پیتر زیر نور همان ستاره‌ها پاسخ داد:《می‌دونم.》 پیتر استاد گند زدن به صحنه‌های رمانتیک ۲😂 ~~~
ویدار حس می‌کنم قراره کوین رو بدبخت کنی. و همینطور الایجا یا فردی. اسپایکم که کلا سرنوشتش سیاهه. (مثلا خاندان بلک بختش بلکه😂) ~~~ شاید باورت نشه ولی می‌خوام امه رو بدبخت کن_😈 🤣💔
کاش شارلوتم از نائومی یاد می‌گرفت. وایسین من یادم افتاد شارلوت و شوهرشو بدبخت نکردم. شوهرش تو غمار بدهی بالا میاره و فرار میکنه تهشم بدبخت میشه میکشنش. شارلوتم میره سرکار به بدبختی خرج مادر و بچشو میده. ولی یه بار خونه رو گاز میگیره، وی و بچه میمیرن. شارلوتم دیوونه میشه. ~~~ وای نه🤣🤣💔
https://eitaa.com/Nummer_ett/16963 شما خودت صاحب اجازه مایی. ~~~
https://eitaa.com/Nummer_ett/16973 ویدار قراره همه رو بدبخت کنه.😂 ~~~ دقیقا😉
https://eitaa.com/Nummer_ett/16988 یا امام رضا اپیک چیه هشتگ زده🤣 بابا این هشتگ اپیک افتاده تو پیشنهاد کیبوردم هی میاددد اهههه تقصیر توعه ها میام کپی کنم برات هشتگا میوفته ~~~ 🤣🤣 به من چههه
https://eitaa.com/Nummer_ett/16973 میشه من دیوار محافظشون جلوی این داس بشم؟😭💔 اصلا نمی‌فهمم، چطور دلت میاد شخصیت‌هایی که خودت خلقشون کردی رو بکشی؟ من که اصلا نمی‌تونم، یعنی حاضرم از نظر جسمی و روحی آسیب ببینه یا هر چیز دیگه، ولی نمیره. زنده بودن به این معنیه که اون ممکنه هنوز شانسی برای یه لبخند کوچیک باشه. مثل همون جمله تو خواهران گاولدون که میگه:«ولی درد به این معنی بود که آنها هنوز زنده بودند.» یکی قرار بود تو داستانم بمیره، بعد از اینکه شخصیتشو کامل ساختم پشیمون شدم💔 ~~~ زندگی واسه کسی محافظ نمی‌ذاره🥀 فکر می‌کنی واسم راحته؟ تو الان چقدر باهاشکن زندگی کردی؟ در حد چند ماه ولی من چندین ساله که دارم پیتر و اسپایک رو بالا و پایین می‌کنم، قبل خواب، هر صبح و هر شب، موفع غذا خوردن، حتی موقع سرویس بهداشتی رفتن من دارم باهاشون زندگی می‌کنم، چندساله که زندگی کردم و باید فداشون کنم می‌دونی چقدر سخته؟ انگار از بچه خودت بگذری. وقتی شما اشک می‌ریزید من ده برابرش ریختم، وقتی شما شاد می‌شید من ده برابرش شدم، ولی مجبورم این سرنوشتو بهشون بدم... چون اونا یه رسالتی دارن، پسرای من باید یه نماد باشن، یه پیام آورنده و برای انجام وظیفه‌شون مجبورم که این بلا رو سرشون بیارم. نویسنده بودن یعنی همین...