شماره "۱"
من واقعا خسته شدم از اینکه چیزای خرابو برگردونم شور گذشته، رولای نصفه، رابطههای مرده و چیزای دیگه ا
از رویا پردازیهایی که آخرش فقط ذهنمو فرسوده میکنن و قرار نیست به واقعیت بپیوندن.
تو اینجاها داستان حتی شروع هم نشده بود.
اونقدر تیکه داره که بی خیال عکس گرفتن شدم چون واقعا اون موقع باید کل کتابو میفرستادم
و اگه میخواید بدونید این کتاب چقدر قشنگ بود و باهام چیکار کرد، فقط میتونم بگم تبدیل شد به رتبه دوم کتابای بکمن تو ذهنم.
یعنی بعد شهر خرس، بهترینش.)