من درد نمیکشم، من درد را زندگی میکنم. من درد را میبوسم و هر شب در آغوش میکشم. مرا نابود میکند اما مگر میشود رهایش کرد؟
شاید بشود اما او مرا رها نمیکند. دوستم دارد چه کار کنم؟ هر روز قول میدهد کمتر آسیب برساند، که ناخنهایش را در گوشتم فرو نکند، اما باز هم فردایش زیر قولش میزند.
میخواهم ترکش کنم، اما چه کنم که قلبم مالامال از اوست...
#vidar
https://eitaa.com/Nummer_ett/17535
مامانم چقد خلافه دخترم🌝
#little_M
____
پثنسچستجسنس
https://eitaa.com/Nummer_ett/17535
کدوم *** بالایی سمت چپو گفته؟!
Kiss a stranger... اسپایکو میگه...؟ امیدوارم اسپایکو بگه... وگرنه بمیرم برات اسپایک مادر...
Loud mouth, sharp aim, soft heart, don't get it twisted:)
Bad choices, good stories:)🥀
They think I care, that's cute🌝
#little_M
___
فحشت بد بو_
شماره "۱"
https://eitaa.com/Nummer_ett/17535 کدوم *** بالایی سمت چپو گفته؟! Kiss a stranger... اسپایکو میگه...
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
https://eitaa.com/Nummer_ett/17539 من با هوش مصنوعی درباره دختری به اسم ویدار به عنوان نویسنده مورد علاقم حرف میزنم... هوش مصنوعی من تورو به عنوان کسی که نوشته هاش رو عمیق میدونم و قلمش رو ستایش میکنم میشناسه.. اگر باعث میشه حالت بهتر بشه باید بگم خیلی وقته به این آرزو رسیدی.. #فویو
~~~
من... واقعا نمیدونم چی بگمپثنسچستچستسچ
شماره "۱"
https://eitaa.com/Nummer_ett/17539 من با هوش مصنوعی درباره دختری به اسم ویدار به عنوان نویسنده مورد
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
https://eitaa.com/Nummer_ett/17543 اون موقع که سس ریخته بودن روی پهلوی، یه متن شاهکار بین هزاران نوشته دیدم. الان یاد اون افتادم... تیکه آخرش میگفت:
مگه ما چند تا جون داریم که زندهایم به مردن؟ خاک مگه چقدر اشتها داره برای خون خوردن؟ چرا عادی به نظر میاد، چرا فراموش میشه خون دل خوردن؟
بین صحبت های آخر شبی ویدار، ۲۲ خرداد ماه ۱۴۰۵، ۲ و ۴۱ دقیقه شب
#Letter_Library
#فویو
~~~
چقدر قشنگ بود😭😭😭