(عضو رسمی ستویا) شماره "۱"
همش انرژی منفی. فرض کن یه نفر خودش بدتر اعصابش خرده میبینه نوتیف میاد بعد نوتیفش چیه؟ غرغرای بچگونه
نیاز داشتم خودمو جمع و جور کنم
ممنونم
فرشتگان در آسمانها میخواندند، آوازشان به سرتاسر گوشهای خسته میرسید و امید میپراکند. آنها با بالها سپید همچو نورشان پرواز میکردند و به آدمیان خاکی نشان میدادند اوج گرفتن چگونه است.
#vidar
بال پروازم را چیدند تا روی زمین بمانم، به خیالشان میتوانستند جلوی مرا بگیرند.
نمیدانستند من پرنده متولد شدهام، اگر نتوانم بال بزنم، در ذهنم اوج میگیرم.
#vidar
برای افسانه شدن جادو نیازی نیست، روح جادویی نیاز است. ذهنی که بتواند خود را افسانه تصور کند،
خود یک افسانه است.
#vidar
و در تاریخ نوشته است که به هنگام ماه سرخ و خونین، مردگان از خواب بیدار میشوند و با چشمان از حدقه در آمده، ارواح آدمیان را در چنگال خود اسیر میکنند.
ماه خونین که پایان یافت، آنها نیز به مرگ بر میگردند، اما هر آن انسان بدسرشت که اسیر مردگان گردد، تا ماه خونین بعدی بردهی آنان در جهان زیرین خواهد بود.
#vidar
(عضو رسمی ستویا) شماره "۱"
و در تاریخ نوشته است که به هنگام ماه سرخ و خونین، مردگان از خواب بیدار میشوند و با چشمان از حدقه د
🤣🤣 چه خوب شد برگام
خیلی وقت بود از این جور ایدههای کوچولو موچولو ننوشته بودم یادم رفته بود چه لذتی داره
اگر تاریخ هر خطش را برای لعنت کردن بر یزید استفاده کند باز هم کم است،
اگر تاریخ در هر خطش از مظلومیت حسین بنویسد باز هم کم است.
کم است، همیشه کم است...