《وقتی سرطان گرفتم و موهام ریخت... اونم رفت و موهاشو از ته تراشید. چی عاشقانهتر از این؟ اون دلیل منه.
دلیلی که به خاطرش تلاش میکنم.》
شماره "۱"
《وقتی سرطان گرفتم و موهام ریخت... اونم رفت و موهاشو از ته تراشید. چی عاشقانهتر از این؟ اون دلیل منه
زیر چشمان گود افتادهاش خط چشم کشید:《قرار نیست ساده باشه لیلی》
لیلی خط چشم را از او گرفت و زیر چشم خودش کشید:《معلومه که قرار نیست، اگه ساده بود که انجامش نمیدادیم.》
و شروع کردند به تظاهر. تظاهر به اینکه ازدواج کردهاند.
شماره "۱"
زیر چشمان گود افتادهاش خط چشم کشید:《قرار نیست ساده باشه لیلی》 لیلی خط چشم را از او گرفت و زیر چشم
《چی باعث شد عاشقش بشی؟》
نفس عمیقی کشید و با قلموی در دستانش بازی کرد:《اون نقاشی زنده شدهست، حس میکنم هر شب داخل رنگ میخوابه و هر صبح از داخل بوم بیرون میاد.》
شماره "۱"
《چی باعث شد عاشقش بشی؟》 نفس عمیقی کشید و با قلموی در دستانش بازی کرد:《اون نقاشی زنده شدهست، حس میک
جهانی بود که باید در آن میجنگیدند، چرا که این جهان هیچ جایی برای یتیمان ندارد.
شماره "۱"
جهانی بود که باید در آن میجنگیدند، چرا که این جهان هیچ جایی برای یتیمان ندارد.
《فکر میکردم اسمش لیلیه. پس استلا چیه؟》
پکی به سیگارش زد:《استلا یه اسم نیست، یه کلمهست. یه کلمه برای کسایی که خیلی عاشقشونی، لیلی توی بچگی یه کسی رو داشت. یه کسی که مراقبش بود، اسمش استلا بود. بعد از اینکه اون مرد، لیلی به هر کس که خیلی واسش مهم بود و عاشقش و حتی حسی فراتر از عشق بهش داشت، میگفت استلا. منم از اون یاد گرفتم.》
تلفنش را برداشت:《پس سیوت میکنم استلا.》
اهم
این یه مدت وضعیت اینجا خیلی نابود بود ببخشید اذیت شدید همهچیز تو اوج خودش بود و منم یکم آب روغن قاطی کرده بودم و اینجا تنها جایی بود که داشتم...
همون ورژن وراج قبلی
و البته دارم رو اعتماد به نفسم کار میکنم پس احتمالا قراره یکم غرور ازم ببینید_