شماره "۱"
از داستان نانوشتهی و ستارگان برگزیدند.
در واقع نوشته شد
میشه گفت دو جلد هم شد.
ولی خیلی کم و سریع بود
مثل یه جور پیش نویس
شاید یه روز نوشتهی اصلیشو اینجا بنویسم ها؟
وای چقدر دلم براش تنگ شد
این دومین داستانی بود که نوشتم
محرم بود که استارتشو زدم
بیرون صدای دسته میومد
پشنسپگسپسن
وای