شماره "۱"
کتاب ناطور دشت
نوشته جی. دی. سلینجر
صفحات ۵۰ و ۵۱
یهو به خودت میای و میبینی دلتنگ شدی. دلتنگ همه لحظات خوب و بدی که داشتی، هربار که قهقهه زدی و هربار که اشکت دراومد. دلتنگ همه اتفاقاتی که افتاد و آدم میمونه چقدر تو یه سال میشه خاطره ساخت.
پس من دلتنگم، دلتنگ اون دوتا اکیپ که با همه دعوا میکردن، دلتنگ اینکه باید دور و ور دوستِ دوستم میبودیم تا یهو خودکشی نکنه. دلتنگ خندیدن به کراش دوستم، دلتنگ دعواهامون.
دلتنگ اون کتابخونه، دلتنگ مسئولیتم، اینکه چقدر اونجا کتاب خاک خورده جا به جا کردم، چقدر داد زدم، دو بار شیشه شکستم و چقدر کلاس پیچوندم تا برم اونجا. دلتنگ دعواهامون، اعتمادمون، دلتنگ همهچیزمون.
دلتنگ معلمهای رنگارنگی که عوض کردیم، معلم انشاهایی که دوستم داشتن، معلم ریاضی با اون لهجهش که عاشقش بودم، من دلتنگ نمره ۱۳ ریاضیام.
دلتنگ کتاب صندلی آخر، ردیف آخر، ته کلاس که شروع یه دوستی بود. دلتنگ ترقهها و چسبهایی که ترکید.
دلتنگ وقتایی که دور هم جمع میشدیم تا مافیا بازی کنیم، من دلتنگ پدرخوانده و حرفهای شدنم. دلتنگ اون و عشقش به تاریخ، دلتنگ اون دختری که وسط سال اومد و زندگیمو تغییر داد، من حتی دلتنگ اون معلم پرورشی رو مخی که کتابخونه رو از دستم درآورد هم هستم. دلتنگ وقتایی که میرفتیم نمازخونه، دلتنگ آرامش نماز تو سکوت و معنویت اونجا.
دلتنگ یوسف پیامبر، شماره بیست و یک، جیمز فرانکو مناطق محروم، جود بلینگام، دین وینچستر، دلتنگ اون معلم ورزش رُک و وقتاییم که تو تیم بسکتبال از نفس میوفتادم. دلتنگ غرور شکسته و تحقیر شدنم تو اون کتابخونه و حیاطم.
دلتنگ مسابقه کتابخونی، معلمهای پرورشی رنگارنگ و دلتنگ شاگرد درسخونه بودنم، دلتنگ آدمای متعددی که باهاشون بر میگشتم خونه، دلتنگ وقتایی که تو کلاس کتاب میخوندم، دلتنگ روزیم که یکیمون دست زد و فرداش باید مامانشو میآورد. دلتنگ سال بالاییهای قلدریم که بهم یاد دادن باید در رو برای کسایی که میرن باز نگه دارم، دلتنگ دخترعموهایی که مطمئنم دوقلو بودن و دروغ میگفتن، دلتنگ تمام خاطرات کوچیک و بزرگ.
کی میدونه سال بعد با همیم یا نه، کی میدونه از هم دور میشیم یا نزدیک، کی میدونه با هم صلح میکنیم یا جنگ بیشتر، هیچکس نمیدونه پس من میمونم و دلتنگیم برای تمام لحظات خوب و بد که لا به لای نیمکتها و خاک کتابها و خطوط درسها پنهان شدن.
#Letter_library
شماره "۱"
کتاب ناطور دشت نوشته جی. دی. سلینجر صفحات ۵۰ و ۵۱ یهو به خودت میای و میبینی دلتنگ شدی. دلتنگ همه ل
کی فکرش رو میکرد که آخرین زنگمون فارسی باشه؟ و کسی روخوانی کنه که کل سال میکرد؟
نمیدونم
ولی امیدوارم یه بار دیگه بتونم بهش گوش کنم وقتی داره روخوانی میکنه.
هدایت شده از شماره "۱"
شماره "۱"
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_oxe4875&btn=Vidar
خیلی اون ور افتاده بو_