هدایت شده از ارغوان ؛
به خاک نه، به انجیرهایی میسپارمت که فرصت نشد برایت بچینم. به نسیم ظهر آخرین روز اسفند میسپارمت. به ماهیهای تنهای تنگ بلور و به خماری سواحل بندر میسپارمت. به کاهگلی دیوارهای کوتاه کوچه و به دلتنگی بوتههای اقاقی میسپارمت. به تمام انارهایی میسپارمت که مجال نشد برایت در خون بغلتانم. به باغهای گیلاس و سرخی زعفرانهای چای عصر میسپارمت.
به خاک نه، تو را به اولین برف زمستان میسپارمت. بگو که میآیی و مرا حتی با زلفهایی سراسر سپیدی، از پشت پنجره خواهی شناخت..
شماره "۱"
به خاک نه، به انجیرهایی میسپارمت که فرصت نشد برایت بچینم. به نسیم ظهر آخرین روز اسفند میسپارمت. به
من گزارش گر رو به دندون گرگینهها میسپرم